ث : آثار تاريخى بدر
به روال تحقيقِ پيوسته در خصوص مدينهشناسى ، تلاشها كردم تا به بدر روم و آنجا را وجب به وجب جستجو كنم . در مقام تطبيق متون و وضعيّت جغرافيايى آن روزگاران با موقعيّت فعلى ، نياز به عنايت و توفيق داشتم .
در سالهاى 1354 ه . ش . تا 1357 ه . ش . مكرّراً به اين منطقه سفر داشتم و قريهء تاريخى بدر را كه بهوسيلهء امكانات جديد ، در شنزارهاى اطراف آن ، رو به گسترش نهاده است ، ديدم و به دقّت بر آن نواحى نظارهها كردم .
در آن تاريخ ، امارت بدر حدود 4300 نفر سكنه داشت ؛ ولى با توجّه به قراء تابعهء آن مانند المسيجيد ، الفاجه ، الرايس و الواسطه جمعاً در آن امارت ، حدود 44000 نفر زيست مىكنند . امارت از نظر تقسيمبندى ادارى كشور عربستان ، در منطقهء مدينهء منوّره واقع شده و تابع امير مدينه است .
وجود نخلستانها در حاشيهء شهر بدر ، از وفور آبهاى جارى كه عموماً از چاههاى عميق سيراب مىشوند ، حكايتى روشن داشت و اين مىرساند كه منزلگاه بدر در طول قرنها از دوران قبل از اسلام تاكنون ، بهخاطر وجود آب جارى در صحراهاى خشك حجاز ، موقعيّتى خاص داشته و توقّفگاهى مهم محسوب مىشده است .
« البكرى » به جارىبودن دو چشمهء بزرگ در اين منطقه كه سرچشمهء آب آنها به « الجار » در ساحل بحر احمر متّصل است ، اشارت كرده است . « 1 » امروزه الجار را البريكه خوانند كه بيش از بيستونه كيلومتر با بدر فاصله ندارد . از سويى ديگر دو بندرگاه مهمّ الرايس و البريكه در طول تاريخ باعث شدهاند كه مسافرانى كه از مصر به سوى حجاز طىّ طريق مىكنند ، پس از پيادهشدن در اين دو بندر ، از بدر عبور كرده ، عازم مدينه يا مكّه شوند .
شهر بدر ميان دو كوه يكى در امتداد شمال تا شمال غربى و ديگرى در امتداد
هامش
( 1 ) . « معجم ما استعجم » و « المناسك » ، ص 419