شتران را بكُشيم و اطعام كنيم و شراب بياشاميم و نوازندگان براى ما بنوازند و عرب از ما و مسير ما آگاه شود تا همواره از ما بترسد . »
ابوجهل از سه روز سخن مىگويد . بايد ديد پس از سه روز چه قصدى دارند ؟ آيا در نظر داشتند كه باز گردند ؛ يا به راه خود ادامه دهند ؟ تاريخِ نوشته در اين خصوص ساكت است ؛ ولى آنچه مهم است ، اين است كه بدر بهعنوان يكى از منزلگاههاى موقّتىِ قريش ، مدّنظر بتپرستان بود ؛ نه اينكه فكر مىكردند در بدر با مسلمانان برخورد مىكنند . مواضع جغرافيايى را پى مىگيريم :
« ابىبكر بن سليمان بن ابى حَثَمه » به نقل از « حكيم بن حزام » روايت مىكند كه پس از خروج از مكّه به « مرّ الظهران » رسيديم . اوّلين منزلگاه قريش ، « مرّ » بوده است . « مرّ » قريهاى در وادى الظّهران بود .
ياقوت حموى ، « وادى الظهران » را « قرب مكة و عنده قرية يقال لها مرّ تضاف إلى هذا الوادي فيقال مرُّ الظهران » توصيف كرده است . « 1 » ولى « حربى » آن را بطن مرّ خوانده كه فاصلهء آن تا مكّه سيزده ميل و به طرف شمال ، تا عسفان بيست و سه ميل و به طرف جنوب به سرف و از آنجا تا تنعيم سه ميل و تنعيم تا مكّه 2 - 3 ميل بوده است . « 2 » امروزه در عربستان به اين منطقه ، « وادى فاطمه » مىگويند و ديگر كسى نام قديمى آن را به زبان جارى نمىسازد .
« هَدّه » ؛ كه قيس در آنجا با ابوسفيان ملاقات كرد و از اصرار قريش به ادامهء راه ، وى را مطّلع نمود ، به تصريح واقدى در : « هفت ميلى گردنهء عسفان و سىونُه ميلى مكّه است . »
ولى اين مسافت با آنچه كه ما از هدّه بر سر راه طائف مىشناسيم ، مطابقت ندارد .
هامش
( 1 ) . « معجم البلدان » ، ج 6 ، ص 9 ، چاپ اوّل ، قاهره ، 1906 م .
( 2 ) . « المناسك و اماكن طرق الحج » ، ص 464