براى قبول چنين موضوعى ، بايد بررسى كنيم كه پيك ابوسفيان در كجا به قريشيان خبر داد كه بازگرديد ! ؛ زيرا كاروان به سلامت به مكّه رسيده است ؟
واقدى مىنويسد :
ابوسفيان . . . قيس بن امرىء القيس را كه از مكّه همراه كاروان بود ، پيش قريش فرستاد و به آنها دستور بازگشت داد و پيام فرستاد :
« كاروان شما از خطر جست . شما خود را با اهل يثرب درگير نسازيد ؛ زيرا شما چيز ديگرى غير از اين نمىخواستيد . » ولى قريش با سرسختى از بازگشت خوددارى كردند و گفتند :
« كنيزان آوازه خوان را بر مىگردانيم . » و آنها را از جُحفه برگرداندند . « 1 » مدرك نشان مىدهد : رسيدن كاروان به مكّه مصادف بود با رسيدن قريشيان به حوالى جُحفه . باز تأمّل مىكنيم . واقدى مىنويسد : « بنىزهره از جُحفه برگشتند . »
و در مورد « بنىعدىّ » به نقل از « ابوبكر بن عمر بن عبدالرّحمن بن عبداللَّه بن عمر » صراحت دارد :
« بنىعدى همراه قريش بيرون آمده بودند و چون به تنگهء لِفت رسيدند ، سحرگاه خود را به سوى دريا كشانده ، به مكّه بازگشتند . » « 2 » « تنگهء لِفت » از منازل « قديد - جحفه » بوده و اين امر منافاتى با اين گفته ندارد كه پيك ابوسفيان ، خبر عزم قريش را به ادامهء راه در « هدّه » ( در هفتميلى گردنهء عُسفان و سىونه ميلى مكّه ) به ابوسفيان داده است ؛ لذا مىتوان نتيجه گرفت كه قريش در ادامهء راه خود ، بدر را منزلگاه نهايى خود نمىخوانده است و الّا چگونه است كه ابوجهل در پاسخِ فرستادهء ابوسفيان فرياد برآورد :
« نه به خدا ! بر نمىگرديم تا به بدر برويم . بايد به آنجا برسيم و سه روز بمانيم .
هامش
( 1 ) . واقدى ، « مغازى » ، ج 1 ، ص 32
( 2 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 34