شدّت خونريزى از بازوى سعد ، او را در آستانه مرگ قرار داد . دائماً دعا مىكرد كه مهلتى يابد تا در از بينبردن فتنهء بينقريظه نقشى داشته باشد . « 1 » پيامبر پس از شنيدن پاسخهاى زشت بنىقريظه ، به دعوت مسلمانان در حفظ پيمان همزيستى مسالمتآميز ، تصميم گرفت با بنىقريظه كه آمادهء فتنه و نبرد با مسلمانان شده بودند . به نبرد بپردازند . « 2 » سرانجام آنان حكميّت سعد بن معاذ را در حلّ ماجرا پذيرفتند و چون در دشمنى خود نسبت به مسلمانان پافشارى نمودند ، سعد از پيامبر خواست كه بنىقريظه را محاصره نمايد و با آنان به نبرد بپردازند . دليلش اين بود كه ممكن نيست مدينه در كنار چنين طايفهء لجامگسيخته كه نسبت به مسلمانان نفرت و خشم داشتند ، روى آرامش به خود بيند .
پيامبر از اين حكمت استقبال نمود و در حقّ سعد دعا كرد . سعد يك روز بعد درگذشت . « 3 » جنازهء سعد را از خانهاش تا قبرستان بقيع تشييع كردند و را در ركن شمال شرقى قبرستان كنار مقبرهء « فاطمه بنت اسد » به خاك سپردند و پيامبر بر او نماز گزارد . « 4 » پيامبر در بارهء سعد فرمود :
« اهْتَزّ العَرْش لِموت سعد بن معاذ » . « 5 »
هامش
( 1 ) . بدرالدّين احمد عينى ، « عمدة القارى » ج 4 ، ص 239 ؛ ابنهشام ، « السيرة النّبويّه » ج 3 ، ص 238 ، ص 25 ؛ امام بخارى ، « صحيح » ، كتاب الصلاة ، حديث 123 به نقل از عايشه .
( 2 ) . يعقوبى ، « تاريخ » ج 1 ، ص 411
( 3 ) . سورهء احزاب ، آيهء 24 ؛ سيوطى ، « الدرّ المنثور فى التّفسير بالمأثور » ج 5 ، ص 193 ؛ قرطبى ، « الجامع لأحكام القرآن » ج 14 ، ص 142 ؛ ابنحجر ، « الاصابه » ج 2 ، ص 37 ؛ عينى ، « عمدةالقارى » جزء 16 ، ص 268 ؛ زركلى ، « الأعلام » ج 3 ، ص 139
( 4 ) . سمهودى ، « وفاء الوفا » ج 3 ، ص 915
( 5 ) . « به مناسبت مرگ سعد بن معاذ عرش تكان خورد . » نك : امام بخارى ، « صحيح » ، باب مناقب سعد بن معاذ به نقل از جابر بن عبداللَّه ؛ نيز نك : تفاسير ابنحجر ، عينى ، قسطلانى ؛ مسلم ، « صحيح » ج 8 ، ص 21 ؛ ابنماجه ، « سنن » ج 1 ، ص 68 به نقل از على بن محمّد ؛ ترمذى ، « سنن » ، باب مناقب ، ج 5 ، ص 353 به نقل از محمود بن غيلان از جابر ( هذا حديث صحيحٌ ) ؛ ابنفورك ، « مشكلالحديث » ج 1 ، ص 27 ؛ قمى ، « تفسير قمى » ج 2 ، ص 181