تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
پيامبر چون نماز را سلام گفت ، خطاب به ياران خود فرمود : « أيّها النّاس ! هل سمعتم ما سمعت ؟ قالوا : نعم ! قال : أمّا و الّذي نفس محمّد بيده ، ماعلمت شيء من ذلك حتىسمعت ماسمعتم . أنه‌يجير على المسلمين أدناهم ثمّ انصرف رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - فدخل على ابنته . فقال : أى بنيّة ! أكرمي مثواه وَ لا يجلُصنّ إليك ، فانّك لا يحلّين له » . « 1 » پس از گفتگو با ربيع ، او مسلمان شد ؛ ولى چون اموالى از مشركان به امانت نزد او واگذارده بودند ، حاضر به پس‌ندادنِ آنها به صاحبانش نشد . پيامبر او را واداشت تا مسلمانى خود را پنهان سازد ؛ به مكّه بازگردد ؛ سپرده‌هاى مردم ( مشركان ) را تحويل دهد و حساب‌ها را تصفيه كند و آنگاه از مكّه به مدينه هجرت نمايد . « 2 » ابوالعاص به مكّه بازگشت . اموال امانتى را به قريشيان بازگرداند ؛ حساب‌هايشان را تصفيه نمود و چون از اين كار فارغ آمد ، مشركان را خطاب كرد و گفت : « يا معشر ! هل بقي لأحد منكم مال لم يأخذه ؟ قالوا : جزاك اللَّه خيراً . فقد وجدناك وفيّاً كريماً . قال : فإنّي أشهد أن لا إله إلّا اللَّه و أشهد أن محمّداً عبده و رسوله . واللَّه ما منعني من الإسلام أ لا تخوف أن تظنّوا إنّي آكل أموالكم فلما أداها اللَّه عزّوجلّ إليكم أسلمتُ » . « 3 »
هامش
( 1 ) . « اى مردم ، آيا آنچه كه من شنيده‌ام شما نيز شنيده‌ايد ؟ » گفتند : آرى . فرمود : سوگند به آن كسى كه جان محمد در دست اوست ، كارى را انجام نداده‌ام كه مستحق شنيدن چنين خبرهايى باشيم . اوست كه به فرياد تمام مسلمين مىرسد . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به منظور ديدن دخترش روانهء منزل او شد و فرمود : دخترم ! قدمش را گرامى بدار و . . . نك : ابن‌هشام ، « السّيرة النّبويّه » ، همان مأخذ ، ابن‌اسحاق به نقل از يزيد بن رومان . ( 2 ) . احمد زينى دحلان ، « السّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 146 ، هامش « السّيرة الحلبيّه » ؛ نيز ابن هشام ، « السّيرة النّبويّه » ، به نقل از ابن‌اسحاق و او از عبداللَّه بن ابىبكر ، ج 2 ، ص 313 ؛ ابن‌كثير ، « السّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 52 ؛ « انسان‌العيون » ، ج 3 ، ص 200 ؛ « امتاع‌الاسماع » ، ص 265 ( 3 ) . « اى مردم آيا كسى از شما باقىمانده است كه پولش را نگرفته باشد ؟ » مردم گفتند : خداوند به شما پاداش نيك عطا فرمايد . ما تو را وفادار و بخشنده يافتيم . فرمود : « أشهد أن لا إله إلّا اللَّه ، و أشهد أنّ محمّداً عَبدُهُ و رسوله » ، به خدا سوگند ، مرا از اسلام چيزى باز نداشته است ، مگر ترس از اين‌كه گمان بريد اموال شما را خورده باشم و چون خداوند عزّ و جلّ اموال شما را ادا نمود ، راحت شدم . » نك : ابن عبدالبر ، « الإستيعاب فى أسماء الأصحاب » ، ج 4 ، ص 128