مادرش هالة خواهر خديجه بود كه پس از ازدواج با دخترخالهاش زينب ، مورد عنايت محمّد صلى الله عليه و آله قرار گرفت ؛ ولى پس از نبوّت ، زينب به اسلام گرويد و همسرش در شرك باقى ماند . « 1 » پس از هجرت مسلمانان از مكّه به مدينه ، زينب نزد همسر ، در طائف بماند ؛ تا اينكه ابوالعاص با مشركان مكّه در بدر به نبرد با مسلمانان تن داد . « 2 » ابناسحاق گفته است :
چون ابوالعاص به اسارت مسلمانان در آمد ، براى آزاديش تقاضاى فديه شد . او مالى در دست نداشت و زينب - همسرش - كه از اسارت ابوالعاص آگاهى يافته بود ، گلوبندى را كه مادرش به او هديه داده بود ، براى مسلمانان فرستاد . پيامبر با ديدن گلوبند خديجه ، متأثّر و رقّتى شديد در دلش پديدار گشت . ابوالعاص را رها ساخت و در عوض ، طلاق دخترش را از ابوالعاص خواست كه او نيز موافقت كرد .
پس از جدايى ، زينب به مدينه مهاجرت كرد و به پدر پيوست . « 3 » در سال 6 ه . ق . زيدبن حارثه با هفتاد نفر از مسلمانان ، عزم نبردى را در منطقهء العيص نمود . در ميانهء راه گروهى از مكّيان - از جمله ابوالعاص بن الربيع - به اسارت در آمدند . « 4 » ابوالعاص شب وارد مدينه شد و به خانهء زينب پناه برد . زينب نيز او را پناه داد .
صبحهنگام كه پيامبر از خانه خارج شد و مسلمانان تكبيرگويان به گرد او رو آوردند تا نماز صبح را بجاى آورند ، زينب در صفِ زنان يا مدخل خانه ، فرياد بر آورد :
« اى مردم ! من به ابوالعاص بن الربيع پناه دادم » .
هامش
( 1 ) . ابنهشام ، « السّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 304 ، به نقل از ابناسحاق .
( 2 ) . يعقوبى ، « تاريخ » ، ج 1 ، ص 401
( 3 ) . ابن عبدالبر ، « الإستيعاب » ، ج 4 ، ص 312 ؛ ابناسحاق ، « السّيرة النّبويّه » ، ج 2 ، ص 308 ، « خروج زينب الى المدينه » ؛ سهيلى ، « الرّوض الأنف » ، ذيل : « خروج زينب الى المدينه » ؛ نيز نك : « دائرةالمعارف الإسلاميّه » ، ج 11 ، ص 32 و « تاريخ يعقوبى » ج 1 ، ص 401
( 4 ) . برهانالدّين حلبى ، « السّيرة الحلبيّه » ، ج 3 ، « سريّهء زيد بن حارثه الى العيص » .
نيز ابنحبان ، « الثقات » ج 1 ، ص 284 ، « السنة السادسه ، سريّة زيد الى الطرف و العيص » .