فصل هشتم ؛ چاه العهن
فيروزآبادى تلفّظ آن را به كسر عين و سكون ها و نون خوانده است « 1 » و مدينهشناسان آن را از جمله چاههاى هفتگانهء مدينه دانستهاند كه پيامبر را در آنجا حضورى بوده است :
آبار طه بالمدينة سبعة * منظومة كالدر بل هي أنفس
عهنّ أريس بصه ؟ ؟ ؟ و بضاعة * غرس و رومة بئر حاء هي توثر
« 2 » يادآورى : در اين شعر ، كلمهء « سبعه » براى ضرورت شعرى آمده است ؛ زيرا « بئر » مونث است .
به سرودهء زير نيز از « زين مراغى » مورّخ مدنى توجّه كنيد :
أريس و غرس رومة و بضاعة * كذا بصة قبل بئر حاء مع العهن
« 3 » فيروزآبادى در نيمهء سدهء هشتم هجرت ، چاه « عهن » را چاهى معروف در ميان باغى از خرماستانهاى عاليه دانسته كه به عقيدهء ديگر محقّقان ، روزگارى منازل طائفهء
هامش
( 1 ) . المغانم المطابه فى معالم طابه ، ص 45
( 2 ) . از عبّاس رضوان .
( 3 ) . سمهودى ، « خلاصة الوفاء » ، ص 65 و پاورقى حمد الجاسر .