فصل هفتم ؛ چاه بصّه
سمهودى اين چاه را البُصَّه به ضم باء و فتح صاد مشدّد و گرفته از بَصَّ خوانده است . « 1 » فيروزآبادى آن را البُضَّه به فتح ضاد از ريشهء بَضّ نگاشته است . « 2 » با آنكه قدمت حفر اين چاه به سالهاى جاهليّت باز مىگردد ، به استناد سندى از زبير ، مورد توجّه مسلمانان در سدههاى اسلامى قرار گرفت . سند مزبور از اين قرار است :
« إنّ النّبيّ . . . فجاء يوماً إلى أبو سعيد الخدرى فقال : هل عندك من سدر أغسل به رأسي ؟ فإنّ اليوم الجمعة ؟ فقال : نعم . فأخرج له سِدْراً و خرج معه البُضة ؟ ؟ ؟ فغسل رسول اللَّه رأسه و صب غسالة رأسه و مُراقة شعره في البضة » « 3 » سمهودى سند مذكور را به استناد ابنزباله و ابنعدى از ابوسعيد خدرى ثبت كرده است . مدينهشناسانى چون ابننجّار آن را از مالك بن سنان پدر ابوسعيد خدرى دانستهاند كه در مجاورت كوشك او و مسجد بنوخُدره در جنوب غربى قبرستان بقيع
هامش
( 1 ) . وفاء الوفا باخبار دارالمصطفى ، جزء 3 ، ص 954
( 2 ) . المغانم المطابه فى معالم طابه ، ص 30
( 3 ) . « روزى پيامبر نزد ابوسعيد خدرى آمد و فرمود : آيا سدر دارى تا با آن سرم را بشويم ؟ زيرا امروز روز جمعه است . ابو سعيد گفت : آرى . سدر را به وى داد و به اتفاق هم به محل « بُضه » عزيمت كردند و در آنجا پيامبر سرش را شست و آب شستشو و موهاى ريخته شدهء سرش را در آن ريخت . »