انصار « بنواميّة ابنزيد » بوده است .
مطرى و ابننجّار در اينكه چاه مزبور ، برخوردار از موقعيّت تاريخى باشد ، ترديد كردهاند و سمهودى اطمينانى به ارزش تاريخى آن نشان نمىدهد . « 1 » وى در زمان خود ، مشاهده كرده است كه مردم ، به چاه عهن به عنوان چاهى كه پيامبر از آن آبى نوشيده و وضو گرفته و حضورى در كنارش داشته ، تبرّك مىجويند ؛ ولى در نوشتههاى خود با ترديد از كنار اين موضوع گذشته است .
چاه مزبور چون خارج از شهر مدينه قرار دارد ، تاكنون ( 1398 ه . ق . ) محو توسعهء شهر نشده است . در حال حاضر مىتوانيم در سمت شرقى مجاورت جنوبى وادى بطحان و منطقهاى كه به بلاد البدريّه شهرت دارد ، از اين چاه ديدار كنيم . قطر چاه حدود 3 متر و به گفتهء كشاورزانِ حول آن ، عمقش 16 متر است .
از اسناد اوقافى مدينه چنين برمىآيد كه خاندان برزنجى ، چاه و باغِ در برگيرندهاش را وقف عام نمودهاند . اكنون حدودش از جانب مغرب به بلاد ابراهيم شاكر و از شمال به بلاد ناعمه و از مشرق به بلاد نقيرةالغرى و از جنوب به بلاد القطيعة مشخّص شده است .
موقعيّت تاريخى اين چاه براى مدنىها و زائران ، ناشناخته مانده است و فضلاى مدينه ، موقعيّت جغرافيايى آن را با تعبير « بلادالعهن » مىشناسانند . « 2 »
هامش
( 1 ) . وفاء الوفا باخبار دارالمصطفى ، جزء 3 ، ص 978
( 2 ) . دربارهء واژهء « عهن » نك : ابنفارس ، معجم مقاييسُ اللّغه ، ج 4 ، ص 177 ، اهتمام : عبدالسّلام محمّد هارون .