تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

فصل دوّم چاه حاء

الف : « بئرحا » در لغت

در زبان عربى ، چاه را بئر گويند و ظاهر كلمهء تركيبىِ « بئرحا » بايد به معناى چاهى باشد كه نامش حاء است ؛ ولى واژه‌شناسان عرب ، به تفاوت گويش و نگارش ، معانى مختلفى از آن اراده كرده‌اند : ياقوت حموى به رأى ابوالقاسم بن عمر استناد كرده كه او اين نام را به صورت « بِئرحاء » استفاده كرده : يعنى چاهى كه نامش حاء است ؛ « 1 » ولى ابن‌اثير در « النّهايه » گفته است كه اكثريّت اين نام را به صورتِ بيرحاء ، بَيْرَحاء يا بَيْرُحا به مدّ و قصر به كار برده‌اند و مدّعى شده‌اند كه اين كلمه ، مفرد است و از دو جزء تركيب نيافته كه به اضافه خوانده شود . ابن‌حجر عسقلانى ، عقيدهء ابوبكر الباجى را پسنديده است « 2 » كه : بئرحاء : « أفصحها بفتح الباء و سكون الياء و فتح الرّاء مقصور » . زمخشرى ، « بيرحاء » را « على الاضافه » دانسته و مىگويد : « حاء من أسماء القبائل و قيل اسم رجل » . ابوعبداللَّه صورى نوشته است :
هامش
( 1 ) . معجم‌البلدان ، ج 1 ، ص 524 ( 2 ) . فتح‌البارى بشرح صحيح البخارى ، ج 3 ، ص 326 ، كتاب الزّكاه ، حديث 1461
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 369 | محمد باقر النجفي