فصل دوّم ؛ خانهء ابوايّوب انصارى
الف : ميزبانى ابوايّوب
پيشتر گفتيم « 1 » كه پيامبر پس از ترك دهكدهء قبا از مسير وادى رانونا عازم مركز يثرب گرديد . در ميان شوق و شعف انصارْ با هلهلهها ، اللَّه اكبرها ، به سوى شهرى كه با قدومش :
« مدينه » و با انفاسش : « طيّبه و طابه » و به عرفانش : « دارالأيمان » و به ديانتش : « قبّةالإسلام » و به بركتش : « مباركه » و به سنّتش : « دارالسّنه » و به خيرش : « دارالأخيار » و به هجرتش :
« دارالهجره » شهرت يافت ، ره سپرد . انس بن مالك گفته است :
« قدم رسول اللَّه صلى الله عليه و آله المدينة فلمّا دخلنا جاء الأنصار برجالها و نسائها فقالوا : إلينا يا رسول اللَّه . فقال : دعوا الناقة فإنّها مأمورة » . « 2 » ابناسحاق پس از شرح تاريخ اوّلين نماز جمعهء پيامبر در وادى رانونا مسير حركت مركب و موكب پيامبر را مورد توجّه قرار داده ، مىنويسد :
نخستين قبيلهاى كه بر سر راهش خواستار اقامت وى شدند ، « بنوسالم بن عوف » بود
هامش
( 1 ) . كتاب اوّل ، فصل اوّل ، فصل دوم
( 2 ) . « هنگامى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وارد مدينه شدند ، مردان و زنان انصار خدمت ايشان رسيدند و عرض كردند : يا رسول اللَّه نزد ما اقامت كنيد فرمودند : شتر را رها كنيد زيرا او مأمور است هر جا نشست خانهء من آنجاست . » نك : بيهقى ، دلائلالنّبوة ، ج 2 ، ص 170 ، ترجمهء فارسى . ابنقيم جوزى ، زادالمعاد ، جزء 1 ، ص 55 . على بن برهانالدين حلبى ، السيرة الحلبية ، ج 2 ، ص 244 . ابناثير ، النهاية ، ج 4 ، ص 239