البكرى در معجم ما استعجم ضمن اشاره به موقعيّت ذوالحليفه ، تصريح مىكند :
« و كان ينزل تحت شجرة في موضع المسجد الّذي بذيالحليفة اليوم فإذا قدم راجعاً هبط بطن الوادي فإذا ظهر من بطن الوادي أناخ بالبطحاء الّتي على شفير الدار الشرقية ، فعرّس حتى يصبح » . « 1 » فخرالدّين طريحى در « مجمعالبحرين » « 2 » پس از تعريفهاى لغوى تعريس ، معرّس را مكان تعريس و نام مكانى در ذىالحليفه مىداند ؛ زيرا پيامبر « عرس فيه و صلّى الصبح فيه ثمّ رحل و فيه إذا أتيت ذاالحليفة فأت معرس النبيّ فإنّ رسول اللَّه كان يعرس فيه و يصلّى فيه » . « 3 » اين مكان در تصريحات طُريحى در يك فرسخى مدينه و نزديك مسجد شجره جاى دارد ؛ « و هذا الموضع مسجد النبيّ و حيث أنّه نزل به استحب النزول به مطه ؟ ؟ ؟ ليلًا أو نهاراً . » « 4 » پس از بررسى منابع مهم حديث و شروح كتاب حج مندرج در آثار مفتيان مسلمان ، معلوم گرديد كه مسجد معرّس نهتنها مكانى مقدّس است ؛ بلكه نزول زائرانى كه از مدينه به قصد حج و عمره عازم مكّه هستند و توقّف در آن ، مورد تأكيد قرار گرفته ، و منابع فقهى در ذيل « فى استحباب النزول بالمعرّس » بسط كلام دادهاند ؛ ولى در قرن ما ، در هيچ يك از آثار فقهى فريقين ، به تعريس در مُعرّس نبى يا اشارهاى نشده و يا از آن نشانى ندادهاند و حتّى در حجاز به استثناى معدود پژوهشهاى تاريخى و گزارشهاى آكادميك از مورّخان عرب - عموماً - و حجاز و نجد - خصوصاً - نسل امروز از آنان
هامش
( 1 ) . جزء ثانى ، ص 464 ، چاپ مصطفىالسّقا ، قاهره 1947
( 2 ) . ص 308 ، چاپ سنگى .
( 3 ) . « در آنجا استراحت كرد و نماز صبح را خواند و سپس رهسپار گشت و چنانچه رهسپار ذى الحليفه شدى ، در ( معرس النّبى ) به استراحتگاه پيامبر صلى الله عليه و آله برو ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله در آنجا استراحت مىكرد و نماز مىخواند . »
( 4 ) . « اينها مواضع مسجد پيامبر است . چون پيامبر دوست داشت شب يا روز در آنجا فرود آيد . »