تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
دوستان و رفيقانى هستند . پيامبر صلى الله عليه و آله اين جمله را فرمود و ديدگان و لب‌هاى وى روى هم افتاد . « 1 »

روز رحلت

روح مقدس و بزرگ آن سفير الهى ، نيمروزِ دوشنبه در 28 ماه صفر ، « 2 » به آشيان خلد پرواز نمود . آنگاه پارچه‌اى يمنى بر روى جسد مطهر آن حضرت افكندند و براى مدت كوتاهى در گوشهء اتاق گذاردند . شيون زنان و گريهء نزديكان پيامبر صلى الله عليه و آله ، مردم بيرون را مطمئن ساخت ، كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله درگذشته است . چيزى نگذشت كه خبر رحلت وى در سرتاسر شهر انتشار يافت . خليفهء دوم ، روى عللى ، در بيرون خانه فرياد زد كه پيامبر فوت نكرده و بسان موسى پيش خداى خود رفته است ؛ و بيش از حد در اين موضوع پافشارى مىنمود و نزديك بود كه گروهى را با خود همرأى سازد . در اين ميان ، يك نفر از ياران « 3 » رسول خدا صلى الله عليه و آله اين آيه را بر او خواند :
. . . وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ . . .
محمد پيامبرى است كه پيش از او پيامبرانى آمده‌اند و رفته‌اند . آيا هرگاه بميرد و يا كشته شود ، عقب‌گرد مىنماييد ؟ وى با شنيدن اين آيه ، دست از مدعاى خود برداشت و آرام گرفت . « 4 » امير مؤمنان عليه السلام جسد مطهّر پيامبر صلى الله عليه و آله را غسل داد و كفن كرد ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده بود كه نزديكترين فرد مرا غسل خواهد داد ، « 5 » و اين شخص جز على عليه السلام ، كسى نبود . سپس چهرهء او را باز كرد ، و در حالى كه سيلاب اشك از ديدگان او جارى بود ؛ اين جمله‌ها را گفت : پدر و مادرم فداى تو گردد ، با فوت تو ريشهء نبوت و وحى الهى و اخبار آسمان‌ها - كه هرگز با مرگ كسى بريده نمىشود - قطع گرديد .
هامش
( 1 ) « اعلام الورى » / 83 . ( 2 ) اتفاق محدثان و سيره‌نويسان شيعه ، بر اين است و در سيرهء ابن هشام ج 2 / 658 ، به صورت قولى نقل شده است . ( 3 ) بنا به نقل بخارى ، ابو بكر بوده است . ( 4 ) « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 656 . ( 5 ) « طبقات كبرى » ، ج 2 / 57 .