گفتند و او را مولاى خود خواندند .
حسان بن ثابت ، فرصت را غنيمت شمرد ، با كسب اجازه از محضر پيامبر صلى الله عليه و آله ، اشعارى چند سرود و در آنجا برابر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواند كه ما دو بيت آن را در اينجا نقل مىكنيم :
فقال لهم قم يا علي فانّنى * رضيتك من بعدي إماماً و هادياً
فمن كنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له اتباع صدق موالياً
به على عليه السلام فرمود برخيز كه من تو را براى جانشينى و راهنمايى مردم پس از خويش انتخاب كردم .
من مولاى هر كسى باشم على ولى او است . شما در حالى كه او را از صميم دل دوست مىداريد ، از پيروان او باشيد .
اين حديث در طول تاريخ ، بزرگترين سند بر فضيلت و برترى امام على عليه السلام بر تمام صحابهء اسلام بوده است .
حتى امير مؤمنان ، در جلسهء شوراى خلافت - كه پس از درگذشت خليفهء دوم منعقد گرديد - و در دوران خلافت عثمان ، و ايام خلافت خويش ؛ با آن احتجاج كرده است . از اين گذشته ، شخصيتهاى بزرگى از مسلمانان ، همواره با اين حديث در برابر مخالفان و منكران حقوق على عليه السلام احتجاج كردهاند .
پس از پايان مراسم تعيين جانشين ، در سرزمين « غدير خم » ، كسانى كه از ناحيهء شام و مصر در برگزارى مراسم « حج وداع » شركت كرده بودند ، همگى در سرزمين « جحفه » از پيامبر صلى الله عليه و آله جدا شده و رهسپار زادگاه خود گرديدند . و افرادى كه از « حضرموت » و « يمن » آمده بودند ، آنان نيز در اين نقطه يا در نقطهء پيش از آن ، از كاروان حج جدا شده ، راه وطن را پيش گرفتند . ولى گروه ده هزار نفرى كه از « مدينه » همراه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله آمده بودند ، همگى در ركاب وى راه مدينه را پيش گرفتند . هنوز سال دهم به پايان نرسيده بود كه وارد مدينه شدند .
پيامبر صلى الله عليه و آله مطمئن بود كه دولت نيرومند روم ، كه شاهد نفوذ روزافزون دولت اسلامى است ، از اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله يهوديت را از عربستان برانداخت ، و گروهى از