تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
معروفيت داشت . 3 - « ايهَم » كه فردى كهنسال و يكى از شخصيت‌هاى محترم ملت نجران به شمار مىرفت . « 1 » هيئت نمايندگى ، طرف عصر در حالى كه لباس‌هاى تجملى ابريشمى بر تن ، و انگشترهاى طلا بر دست و صليب‌ها بر گردن داشتند ، وارد مسجد شده به پيامبر صلى الله عليه و آله سلام كردند . ولى وضع زننده و نامناسب آنان آن هم در مسجد ، پيامبر صلى الله عليه و آله را سخت ناراحت نمود . آنان احساس كردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله از آنان ناراحت شده است ، اما علت ناراحتى را ندانستند . فوراً با عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف ، كه سابقهء آشنايى با آنان داشتند ، تماس گرفتند ، و جريان را به آنها گفتند . آنها اظهار داشتند كه حل اين گره به دست على بن ابى طالب عليه السلام است . وقتى به امير مؤمنان عليه السلام مراجعه كردند ، على عليه السلام در پاسخ آن‌ها چنين گفت : شما بايد لباس‌هاى خود را تغيير دهيد ، و با وضع ساده ، بدون زر و زيور به حضور حضرت بياييد . در اين صورت ، مورد احترام و تكريم قرار خواهيد گرفت . نمايندگان نجران ، با لباس سادهء بدون انگشتر طلا ، به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله شرفياب شده ، سلام كردند . پيامبر صلى الله عليه و آله با احترام خاص ، پاسخ آنان را داد ، و برخى از هدايايى را كه براى وى آورده بودند ؛ پذيرفت . نمايندگان ، پيش از آنكه وارد مذاكره شوند ، اظهار كردند كه وقت نماز آنان رسيده است . پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه داد كه نمازهاى خود را در مسجد مدينه ، در حالى كه رو به مشرق ايستاده بودند ، بخوانند . « 2 »

مذاكرهء نمايندگان نجران

گروهى از سيره‌نويسان و محدثان و مورخان اسلامى ، متن مذاكرهء نمايندگان نجران را با پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده‌اند . ما گوشه‌اى از مذاكرات آنان را كه « حلبى » در سيرهء خود آورده است ، در
هامش
( 1 ) . « تاريخ يعقوبى » ، ج 2 / 66 . ( 2 ) . « سيرهء حلبى » ، ج 3 / 239 .