تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
اين انديشه ، صحه بگذارد و از اين راه عظمت و بزرگى خود را ثابت نمايد . ولى او بر خلاف چنين تصورى ، بر فراز منبر رفت و مردم را از حقيقت امر آگاه ساخت و فرمود : هان ! اى مردم ! بدانيد « إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ ، مُطِيعَانِ لَهُ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ . . . » ؛ « 1 » آفتاب و ماه نشانه‌هاى قدرت خدا هستند . آنها بر طبق سنن طبيعى و قوانينى كه خدا بر آن‌ها مقرر داشته است ، در مسير خاصى مىگردند . هرگز براى مرگ كسى و يا تولد كسى نمىگيرند ، بلكه وظيفهء شما در موقع كسوف اين است كه نماز بگزاريد . او بر خلاف بسيارى از فرصت‌طلبان ، كه نه تنها حقايق را به نفع خود تفسير مىكنند بلكه از جهل و نادانى ، و از خرافه و افسانه‌پرستى مردم ، به سود خود استفاده مىنمايند ؛ هرگز پرده بر روى حقايق نيافكند و از جهل و نادانى مردم به سود خود استفاده ننمود . اگر او در آن روز صحه بر چنين انديشهء باطلى مىنهاد ، در جهان امروز كه پرده از اسرار طبيعت برافتاده ، و قوانين و نواميس جهان ماده و علل كسوف خورشيد و گرفتگى ماه روشن و مبرهن گرديده است ؛ نمىتوانست خود را رهبر جاويدان بشر ، و نماينده و برگزيدهء خدا - كه خالق طبيعت و پايه‌گذار قوانين عالم ماده است - معرفى كند .
هامش
( 1 ) . « المحاسن » / 313 ؛ « سيرهء حلبى » ، ج 3 / 348 .
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 494 | الشيخ جعفر السبحاني