تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
زبان به اعتراض گشود و گفت : شما ، ما را از گريه بر مردگان نهى مىنموديد ، اكنون چگونه در سوگ فرزند خود اشك مىريزيد ؟ ! پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ وى فرمود : « من هرگز نگفته‌ام كه در مرگ عزيزان خود گريه نكنيد ، زيرا اين احساسات نشانهء دلسوزى و مهربانى و ترحم است ، و شخصى كه دلش بر حال ديگران نسوزد ، مورد رحمت الهى قرار نمىگيرد » . « 1 » من گفته‌ام كه در مرگ عزيزان ، داد و فرياد نكنيد و سخنان كفرآميز و يا سخنانى كه بوى اعتراض مىدهد نگوييد ، و از شدت اندوه ، لباس‌هاى خود را پاره ننماييد . « 2 » امير مؤمنان « 3 » به دستور پيامبر ، بدن ابراهيم را غسل داد و كفن نمود . آنگاه گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله جنازهء او را پس از مشايعت ، به قبرستان بقيع بردند و به خاك سپردند . پيامبر صلى الله عليه و آله نگاهى به قبر ابراهيم كرد . حفره‌اى در گوشهء قبر او ديد ، براى هموار ساختن آن بر زمين نشست ؛ روى قبر را با دست خود صاف كرد و اين جمله را فرمود : « إذا عمل أحدكم عملًا فليتقن » ؛ « هرگاه يكى از شما عملى را انجام داد ، بايد در اتقان و استحكام آن كوشش نمايد . » « 4 »

مبارزه با خرافات

روزى كه ابراهيم درگذشت ، آفتاب گرفت . گروهى بىخبر از نواميس و قوانين طبيعى جهان ، تصور كردند كه آفتاب براى مرگ ابراهيم گرفته است . به طور مسلم چنين انديشهء باطلى ، اگر چه افسانه و موهوم بود ؛ ولى در ظاهر به نفع پيامبر صلى الله عليه و آله تمام مىشد و اگر پيامبر صلى الله عليه و آله يك رهبر عادى و مادى بود ؛ جا داشت ، بر
هامش
( 1 ) . « بحار » ، ج 22 / 151 . ( 2 ) . « سيرهء حلبى » ، ج 3 / 348 . ( 3 ) . « بحار » ، ج 22 / 156 و به نقل سيرهء حلبى ، مراسم غسل و كفن ابراهيم را فضل ، فرزند عباس ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله انجام داد . ( 4 ) . « بحار الانوار » ، ج 22 / 157 .