تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
هنگامى كه از دفن او فارغ شدند ، مالك اشتر در كنار قبر او به پا ايستاد و چنين گفت : پروردگارا ! اين ابو ذر ، يار پيامبر صلى الله عليه و آله است كه عمرى تو را پرستش كرد و در راه تو با مشركان جهاد نمود و هرگز در پيروى از آئين حق ، تغيير روش و مسير نداد . لكن چون با زبان و قلب خود به مبارزه با فساد و منكر پرداخت ، مورد جفا و ستم و محروميت و تحقير واقع شد و تبعيد گرديد و سرانجام در سرزمين غربت ، تنها جان سپرد .

ارتش اسلام در سرزمين تبوك

سپاه توحيد در آغاز ماه شعبان سال نهم هجرت ، به سرزمين تبوك گام نهاد . اما اثرى از اجتماع و سپاه روم نديد . گويا سران روم ، از افزونى سپاه اسلام و شهامت و فداكارى كم‌نظير آنان ، كه نمونهء كوچك آن را در نبرد « موته » ، از نزديك مشاهده كرده بودند ، آگاهى يافته ، و صلاح ديده بودند كه سپاه خويش را به داخل كشور بازگردانند . و در عمل ، خبرِ اجتماع بر ضد مسلمانان را تكذيب كرده ، و چنين وانمود كنند كه هرگز فكر حمله‌اى در مغز آنان نبوده ، و اين گزارش شايعه‌اى بيش نبوده است . و از اين طريق ، بىطرفى خود را نسبت به جريانات و حوادثى كه در عربستان رخ مىدهد ؛ ثابت كنند . « 1 » در اين لحظه ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله افسران عالىرتبهء خود را گرد آورد ، و روى اصل مسلم اسلامى :
. . . وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ . . .
« 2 »
؛
پيرامون پيشروى در خاك دشمن ، و يا بازگشت به مدينه ، با آنان مشاوره نمود . نتيجهء شوراى نظامى اين شد كه سپاه اسلام بر اثر سختىهاى زيادى كه در طى راه تبوك ديده‌اند ؛ براى تجديد قوا ، به مدينه بازگردد . علاوه بر اين ، مسلمانان در اين مسافرت به هدف عالى خود ، كه پراكنده ساختن سپاه روم بود ،
هامش
( 1 ) . واقدى ، در « مغازى » ، ج 3 / 1015 - 1041 مىنويسد كه : پيامبر صلى الله عليه و آله بيست روز در تبوك به سر برد و نيز يادآور مىشود كه در يكى از روزها پس از اداى فريضهء صبح ، خطبهء مفصل و بليغ و آموزنده‌اى ايراد نمود . سپس متن خطبه را نقل مىنمايد . ( 2 ) . آل عمران / 159 .