رفته ؛ اهالى را از قدرت فوق العادهء مسلمانان آگاه سازد ، و راه نجات را به آنها نشان بدهد . زيرا تنها مرعوب ساختن مردم ، بدون نشان دادن راه نجات ، هدف پيامبر صلى الله عليه و آله را عملى نمىساخت .
ابو سفيان وارد شهر گرديد . مردم كه شب گذشته در اضطراب و وحشت به سر برده بودند ، و بدون همفكرى وى نمىتوانستند تصميمى بگيرند ؛ دور او حلقه زدند . او با رنگ پريده و بدن لرزان ، در حالى كه به سوى مدينه اشاره مىكرد ، رو به مردم كرد و گفت :
واحدهايى از ارتش اسلام كه هيچ كس را تاب مقاومت آنان نيست ، شهر را محاصره كردهاند و چند لحظهء ديگر وارد شهر مىگردند . پيشواى آنان « محمد » ، به من قول داده كه هركس به مسجد و محيط كعبه پناه ببرد ، و يا اسلحه به زمين گذارد ، درِ خانهء خود را به عنوان بىطرفى ببندد ، و يا وارد خانهء من و يا خانهء « حكيم حزام » گردد ؛ جان و مال او محترم و از خطر مصون است .
پيامبر صلى الله عليه و آله به اين نيز اكتفا نكرد . پس از ورود به مكه علاوه بر پناهگاههاى سهگانه ، پرچمى به دست « عبد اللَّه خثعمى » داد و فرمود كه فرياد كند : هركس زير پرچم او گرد آيد در امان است . « 1 »
« ابو سفيان » با اين پيام ، آنچنان روحيهء مردم مكه را تضعيف نمود كه اگر فكر مقاومت در دستهاى نيز وجود داشت به كلى از بين رفت و كليه مقدماتى كه از شب گذشته ، با اقدامات عباس صورت گرفته بود ، به ثمر رسيد ، و در نظر واقعبينان ، فتح مكه آن هم بدون مقاومت قريش امرى مسلم گرديد . مردم وحشتزده هر كدام به نقطهاى پناه بردند ، و گريز و فرار در شهر به راه افتاد ، و دشمن شمارهء يك اسلام ، بر اثر نقشهء خردمندانهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، بزرگترين خدمت را به ارتش اسلام نمود .
در اين ميان ، زنِ ابو سفيان ، « هند » ، مردم را به مقاومت دعوت نمود ، و سخنانى ركيك نثار همسرش مىكرد .
كار از كار گذشته ، و هرگونه داد و
هامش
( 1 ) . « امتاع الاسماع » ، ج 1 / 379 .