گرديد .
از اينرو ، « ساره » ، دو سال پس از بدر به مدينه آمد . وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از وى پرسيد آيا اسلام آوردهاى ؟
گفت نه . فرمود : براى چه اينجا آمدهاى ؟ گفت : قريش اصل و نسب من مىباشند و گروهى از آنان كشته و گروهى به مدينه مهاجرت نمودهاند ، و پس از جنگ « بدر » كار من رونق خود را از دست داد ؛ و من روىِ احتياج به اينجا آمدهام . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فوراً دستور داد : كه پوشاك و خوراك لازم در اختيار او بگذارند .
با اينكه او مشمول مراحم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود ؛ ولى با گرفتن مبلغ ده دينار از « حاطب بن ابى بلتعه » ، جاسوسى بر ضد اسلام را به عهده گرفت ، و حاضر شد نامه وى را - كه حاكى از آمادگى مسلمانان براى فتح مكه بود - به قريش برساند . « 1 »
پيامبر صلى الله عليه و آله سه سرباز رشيد خود را خواست ، و به آنها مأموريت داد كه راه مكه را پيش گيرند و اين زن را در هر كجا ديدند دستگير نمايند و نامه را از وى بگيرند . پيامبر صلى الله عليه و آله اين مأموريت را به على عليه السلام و زبير و مقداد داد . آنان در نقطهاى به نام « روضة خاخ » « 2 » ، زن را دستگير كرده و بارهاى او را دقيقاً وارسى كردند ، ولى چيزى نيافتند . از طرفى ، زن جاسوس بردن نامه را از طرف « حاطب » شديداً تكذيب مىكرد .
على عليه السلام فرمود : به خدا قسم پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز خلاف نمىگويد ، بايد نامه را بدهى ، و الّا به هر قيمتى باشد نامه را از تو مىگيرم .
در اين لحظه ، « ساره » احساس كرد على عليه السلام سربازى است كه تا فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله را انجام ندهد ، دست بر نمىدارد . از اين لحاظ ، به حضرت گفت كه مقدارى فاصله بگيرد . سپس نامهء كوچكى را از لابلاى تابهاى گيسوان بلند خود بيرون
هامش
( 1 ) متن نامه چنين بود : من حاطب بن ابى بلتعة الى اهل مكه : ان رسول اللَّه يريد كم فخذوا حذركم : نامهاى از حاطب فرزند « ابو بلتعه » به سوى مردم مكه : پيامبر خدا [ صلى الله عليه و آله ] آمادهء حمله است سلاح خود را برگيريد و آمادهء دفاع باشيد .
( 2 ) و به نقل « ابن هشام » در نقطهاى به نام « خليقه » .