« خيبر » ، تظاهر به اسلام مىنمود ، ولى روابط او با سران قريش محفوظ بود . او تصميم گرفت كه به عنوان يكى از آخرين خانوادههاى مسلمان ، مكه را ترك گويد و در مدينه اقامت گزيند . در همان روزهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم مكه بود ؛ او به سمت مدينه حركت كرده و در نيمهء راه ، در سرزمين « جحفه » با پيامبر صلى الله عليه و آله ملاقات نمود . وجود عباس در فتح مكه بسيار سودمند و به نفع طرفين تمام گرديد ، و اگر او نبود شايد فتح مكه بدون مقاومت قريش صورت نمىگرفت .
از اين نظر ، هيچ بعيد نيست كه حركت او به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله بوده ، تا در اين بين نقش اصلاحطلبانهء خود را ايفا كند .
تاكتيك جالب ارتش اسلام
« مرّ الظهران » ، در چند كيلومترى مكه قرار دارد . پيامبر صلى الله عليه و آله ، با كمال مهارت اردوى ده هزار نفرى خود را تا كرانههاى مكه رهبرى نمود ؛ در حالى كه قريش و جاسوسان آنها و كسانى كه به نفع آنها فعاليت مىكردند ، هرگز از حركت سپاه آگاهى نداشتند . پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايجاد رعب و هراس در دل مردم مكه ، و براى اين كه اهالى بدون مقاومت سر تسليم فرود آورند ، و اين دژ بزرگ و مركز بزرگ و مقدس بدون خونريزى فتح گردد ؛ دستور داد ، كه سربازان اسلام در نقاط مرتفع آتش افروزند . و براى ايجاد ترس بيشتر ، دستور داد هر فردى به طور مستقل آتش افروخته ، تا نوارى از شعلههاى آتش ؛ كليهء كوهها و نقاط مرتفع را فراگيرد .
قريش و همپيمانان آنان ، در خواب غفلت فرو رفته بودند . از طرف ديگر ، زبانههاى آتش و شعلههاى آن - كه كليه نقاط مرتفع را به صورت تودهء آتشى درآورده ، و به بيوت و خانههاى اهل مكه روشنايى بخشيده بود - رعب و وحشتى در دل آنها افكند ، و توجه آنها را به سوى نقاط مرتفع جلب نمود .
در اين لحظه ، سران قريش مانند « ابو سفيان بن حرب » و « حكيم بن حزام » ، براى تحقيق از مكه بيرون آمده به جستجو پرداختند .
« عباس بن عبد المطلب » ، كه از « جحفه » ملازم ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، با خود فكر كرد كه اگر اردوى اسلام با مقاومت قريش روبرو شوند ؛ گروه زيادى از