مسلمانان و قريش مىتوانند با هر قبيلهاى پيمان ببندند . براساس اين ماده ، قبيلهء « خزاعه » با مسلمانان همپيمان شدند و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله دفاع از آب و خاك و جان و مال آنان را به عهده گرفت : و قبيلهء « بنى كنانه » كه از دشمنان ديرينهء قبيلهء « خزاعه » و هممرز آنان بودند ، با قريش همپيمان گشتند . اين جريان ، با بستن يك قرارداد صلح دهساله كه حافظ امنيت اجتماعى و صلح عمومى در نقاط عربستان بود ، پايان پذيرفت .
طبق اين قرارداد ، طرفين نبايد بر ضد يكديگر قيام مسلحانه نمايند ، و يا همپيمانان خود را بر ضد همپيمان طرف مقابل ، تحريك كنند . دو سال از آغاز اين قرارداد گذشت ، و طرفين در صلح و رفاه ، و امنيت بسر مىبردند ؛ تا آنجا كه مسلمانان در سال بعد با كمال آزادى ، به زيارت خانهء خدا رفته و مراسم مذهبى و وظايف اسلامى خود را در برابر ديدگان هزاران دشمن بتپرست انجام دادند .
پيامبر صلى الله عليه و آله در ماه « جمادى الاولى » سال هشتم ، يك هنگ سه هزار نفرى را به فرماندهى سه تن از افسران ارشد اسلام ، به كرانههاى شام براى سركوبى عُمال روم - كه مبلغان بىپناه اسلام را ناجوانمردانه كشته بودند - اعزام نمود . سپاه اسلام در اين مأموريت اگر چه جان به سلامت بردند ، و فقط سه افسر و چند سرباز بيش كشته ندادند ؛ ولى با پيروزى چشمگيرى كه از مجاهدان اسلام انتظار مىرفت ، بازنگشتند ، و عمليات آنها بيشتر به حالت « جنگ و گريز » شباهت داشت . انتشار اين خبر در ميان سران قريش ، موجب جرأت و جسارت آنان گرديد . آنان تصور كردند كه نيروى نظامى اسلام به ضعف و ناتوانى گراييده ، و مسلمانان روح سلحشورى و سربازى را از دست دادهاند . از اين نظر ، تصميم گرفتند كه محيط صلح و آرامش را به هم بزنند . نخست در ميان قبيلهء « بنو بكر » « 1 » اسلحه پخش كرده و آنان را تحريك كردند ، كه شبانه به قبيلهء « خزاعه » - كه با مسلمانان همپيمان بودند - حمله ببرند و گروهى را كشته و
هامش
( 1 ) . « بنو بكر بن عبد مناة بن كنانة » تيرهاى از « كنانة » هستند .