تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
زنان بهشت است ؛ و بنا به نقل بلاذرى « 1 » ، آزاد شدهء پيامبر صلى الله عليه و آله به نام « رباح » را براى شهادت پيش خليفه برد . دستگاه خلافت ، به شهادت آنها ترتيب اثر نداد و محروميت دختر پيامبر صلى الله عليه و آله از ملكى كه پدرش به او بخشيده بود ، قطعى گرديد . به حكم آيهء « تطهير » « 2 » ، حضرت زهرا عليها السلام و على عليه السلام و فرزندان او از هر نوع آلودگى پيراسته‌اند و اگر آيه شامل زنان پيامبر صلى الله عليه و آله بشود ، به طور قطع دختر پيامبر صلى الله عليه و آله از مصاديق واضح آن مىباشد ؛ ولى با كمال تأسف اين قسمت نيز ناديده گرفته شد ، و خليفهء وقت ادعاى وى را غير رسمى شناخت . در مقابل ، دانشمندان شيعه معتقدند كه خليفه سرانجام تسليم نظر دختر پيامبر صلى الله عليه و آله گرديد ، و نامه‌اى در پيرامون فدك - كه آن ملك طلق فاطمه عليها السلام است - نوشت ، و به وى داد . در نيمهء راه دوست ديرينهء خليفه ، با دختر گرامى پيامبر صلى الله عليه و آله تصادف نمود ، و از جريان نامه آگاه گرديد و نامه را گرفت و آن را پيش خليفه آورد ، و به او چنين گفت : از آنجا كه على عليه السلام در اين جريان ذى نفع است شهادت او قبول نيست ، و « امِّ ايمَن » زن است ، و شهادت يك زن ارزش نخواهد داشت ، سپس در محضر خليفه نامه را پاره كرد . « 3 »

« فدك در سنجش داورى »

بررسى پروندهء « فدك » ، به روشنى ثابت مىكند كه بازدارى دخت پيامبر صلى الله عليه و آله از حق مشروع خود ، يك جريان سياسى بود و مسأله روشن‌تر از آن بود كه براى حاكم وقت ، مستور و پنهان بماند . از اين جهت ، دخت پيامبر صلى الله عليه و آله در خطابهء آتشين و سراسر فصاحت و بلاغت خود چنين مىفرمايد : « هذا كتابُ اللَّهِ حكماً عدلًا ، و ناطقاً فضلًا ، يقول
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
« 4 »
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
« 5 » فبيّن عزّ و جلّ فيما وزّع عليه من الأقساط ، و شرع
هامش
( 1 ) « فتوح البلدان » / 43 . ( 2 )« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »« سورهء احزاب / 33 » . ( 3 ) « شرح ابن ابى الحديد » ، ج 16 / 374 . ( 4 ) سوره مريم / 6 . ( 5 ) سوره نمل / 16 .