است . حتى در شام هنگامى كه مرد شامى به على بن الحسين حضرت زين العابدين عليه السلام گفت : خود را معرفى نماى ! آن حضرت براى شناساندن خود آيهء ياد شده را تلاوت نمود ، و اين مطلب آنچنان در ميان مسلمانان روشن بود كه آن مرد شامى در حالى كه سر خود را به عنوان تصديق حركت مىداد ؛ به آن حضرت چنين عرض كرد : به خاطر نزديكى و خويشاوندى خاصى كه با حضرت رسول داريد ؛ خدا به پيامبر خود دستور داده كه حق شما را بپردازد . « 1 »
خلاصهء گفتار آنكه : در اين كه اين آيه در حق حضرت زهرا و فرزندان وى نازل گرديده ، ميان علماى اسلام اتفاق نظر است ؛ ولى در اين كه هنگام نزول اين آيه ، پيامبر صلى الله عليه و آله فدك را به دختر گرامى خود بخشيد ، ميان جامعهء دانشمندان شيعه اتفاق نظر وجود دارد و برخى از دانشمندان سنى نيز با آن موافق مىباشند .
و مأمون ( به هر علتى بود ) خواست فدك را به فرزندان زهرا بازگرداند ، به يكى از محدثان معروف ، « عبد اللَّه بن موسى » نامهاى نوشت ، و از او درخواست نمود كه او را در اين مسأله راهنمائى كند . او حديث بالا را كه در حقيقت شأن نزول آيه است ، به وى نوشت ، و مأمون نيز فدك را به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانيد . « 2 » خليفهء عباسى به فرماندار خود در مدينه نوشت ، پيامبر اسلام دهكدهء « فدك » را به دختر خود فاطمه [ عليها السلام ] بخشيده و اين يك مسأله مسلمى است ؛ و ميان فرزندان زهرا [ عليها السلام ] در اين مسأله اختلاف نيست . « 3 »
روزى كه مأمون براى رفع شكايت و مظالم ، بر كرسى خاصى نشست ، نخستين نامهاى كه به دست وى رسيد ؛ نامهاى بود كه نويسندهء آن خود را مدافع حضرت فاطمه عليها السلام معرفى كرده بود . « مامون » نامه را خواند و مقدارى گريه كرد و گفت مدافع آن حضرت كيست ؟ پيرمردى برخاست ، و خود را مدافع او معرفى نمود . جلسهء قضاوت به جلسهء مناظره ميان او و مأمون مبدل گرديد . سرانجام مأمون خود را محكوم ديد و به رئيس ديوان دستور داد ، نامهاى تحت
هامش
( 1 ) . « الدر المنثور » ، ج 4 / 176 .
( 2 ) . « مجمع البيان » ، ج 2 / 411 ؛ « فتوح البلدان » / 45 .
( 3 ) . « شرح ابن ابى الحديد » ، ج 15 / 217 .