تمام نقاط سايه به سايهء پيامبر صلى الله عليه و آله گام بر مىداشتند . همچنين ، شصت شتر ، كه علامت قربانى را به گردن داشتند ؛ همراه خود آورده بودند . پيامبر صلى الله عليه و آله از مسجد مدينه احرام بست ؛ و ديگران نيز از وى پيروى نمودند . دو هزار نفر « » لبيكگويان با لباسهاى احرام ، راه مكه را پيش گرفتند ، اين كاروان آن چنان شكوه و جلالى داشت ، كه بسيارى از مشركان را به معنويت و حقيقت اسلام متوجه ساخت .
اگر بگوييم اين سفر ، يك سفر تبليغى بود ، و اين افراد در حقيقت سپاه تبليغ اسلام بودند ؛ سخنى به گزاف نگفتهايم . آثار معنوى اين سفر به زودى روشن گرديد ، و سرسختترين دشمنان اسلام ، مانند « خالد بن وليد » قهرمان جنگ « احد » و « عمرو عاص » ، سياستمدار عرب پس از مشاهدهء اين عظمت ، به اسلام متمايل گرديده ، و پس از اندك زمانى اسلام آوردند .
پيامبر صلى الله عليه و آله ، از خدعه و حسد قريش مطمئن نبود . احتمال مىداد كه او و يارانش را در سرزمين مكه غافلگير كنند ؛ و خون گروهى از آنها را - كه جز سلاح مسافرى چيزى با خود ندارند - بريزند . از طرف ديگر ، طبق يكى از مواد پيمان ، مسلمانان نبايد مسلحانه وارد مكه شوند . براى رفع هرگونه نگرانى ، پيامبر صلى الله عليه و آله يكى از افسران خود ، « محمد بن مسلمه » را با دويست نفر مأمور نمود با اسلحهء لازم مانند زره و نيزه ، و با صد اسب تندرو ، پيش از حركت كاروان حركت نمايند ، و در درهء « مر الظهران » ، كه در نزديكى خاك « حرم » « 1 » است فرود آيند ، و منتظر ورود پيامبر صلى الله عليه و آله شوند . . . جاسوسان قريش كه حركت محمد صلى الله عليه و آله را تحت نظر گرفته بودند ، از حمل اسلحه و فرود آمدن دويست سوارهنظام در درهء « مر الظهران » آگاه شدند و مراتب را به سران قريش گزارش دادند .
« مُكرِز بن حفص » ، به نمايندگى از طرف قريش با پيامبر صلى الله عليه و آله تماس گرفت ، و اعتراض قريش را به پيامبر صلى الله عليه و آله تسليم نمود . وى در پاسخ نمايندهء قريش گفت : من و يارانم هرگز بر خلاف پيمان عملى انجام نخواهيم داد ، و همگى بدون سلاح وارد حرم مىشويم . اين افسر و دويست سرباز با تمام ساز و برگى كه همراه دارند ،
هامش
( 1 ) شهر مكه و مقدارى از چهار سمت آن را « حرم » مىگويند .