تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

دشمن فرصت‌طلب

در لحظاتى كه مسلمانان با شكست عظيمى روبرو شده بودند ، دشمنِ فرصت‌طلب ، وقت را براى نفوذ عقايد خود مغتنم شمرد و شعارهايى را بر ضد آئين توحيد كه ساده‌لوحان را فوراً تحت تأثير قرار مىدهد سرداد . به گفتهء يكى از نويسندگان معاصر : « هيچ فرصتى براى نفوذ در عقايد و افكار و نفوس مردم ، مساعدتر از فرصت شكست و گرفتارى به بلايا و مصائب بزرگ نيست . در موقع شدت مصيبت ، روحيهء قوم ستمديده ، آن‌چنان ضعيف و متزلزل مىگردد ؛ كه عقل آن قوم ، قدرت حكومت و تشخيص خود را از دست مىدهد . در چنين فرصتى است كه تبليغات سوء به آسانى مىتواند در قلوب قوم شكست‌خورده نافذ و مؤثر واقع شود » . ابو سفيان و عكرمه ، در حالى كه بت‌هاى بزرگ را روى دست گرفته ، و غرق سرور و شادى بودند ، از اين فرصت مناسب استفاده كرده و فرياد مىكشيدند : « اعل هُبل ، اعل هُبَل » : سرفراز باد هبل ، يعنى اين پيروزى ما مربوط به بت‌پرستى است ، و اگر خدايى جز او بود ، و يكتاپرستى حقيقت داشت ، شما پيروز مىشديد . پيامبر صلى الله عليه و آله متوجه شد كه رقيب در لحظات حساس ، برنامهء خطرناكى را اجرا مىكند ، و سرگرم استفاده از فرصت است . از اين نظر ، تمام مصائب را فراموش كرد ، و فوراً به على عليه السلام و ساير مسلمانان دستور داد ، پاسخ اين منادى شرك را چنين بگويند : « اللَّهُ أعلى و اجلّ ، اللَّهُ أعلى و أجَل » ؛ خدا بزرگ و توانا است و اين شكست مربوط به خداپرستى ما نيست ، بلكه معلول انحراف از دستور فرمانده مىباشد . ابو سفيان باز دست از تبليغ افكار مسموم خود نكشيد و گفت : « نَحنُ لَنا العُزّى و لا عُزّى لَكُم » ؛ « ما بُتِ عُزّى داريم و شما چنين بتى نداريد . » پيامبر صلى الله عليه و آله ، فرصت را از دشمن گرفت و دستور داد كه مسلمانان جمله‌اى را كه از نظر وزن و سجع مشابهء آن است بگويند . يعنى همگى در ميان درّه با آهنگ رسا بگويند : « اللَّهُ مَولانا و لا مَولى لَكُم » ؛ يعنى اگر شما به يك بت كه قطعه سنگ و يا