مىشود ، بيان كنيد .
« عبد اللَّه بن ابى » ، كه از منافقان مدينه بود ، نظريهء قلعهدارى را پيشنهاد كرد . منظور از قلعهدارى اين بود ، كه مسلمانان از مدينه بيرون نروند ، و از برجها و ساختمانها استفاده كنند . زنان از بالاى بامها و برجها به روى دشمن سنگ بريزند ، و مردان در كوچهها تن به تن نبرد كنند .
او سخن خود را چنين آغاز كرد : ما در گذشته از طريق قلعهدارى استفاده مىكرديم ، و زنها از بالاى بامها ما را يارى مىكردند . از اين جهت ، شهرستان « يثرب » هنوز دست نخورده باقى مانده است .
دشمن تاكنون بر آن مسلط نشده ، و هر موقع ما براى دفاع از اين راه وارد شديم ، پيروز گشتيم و هر موقع از شهر بيرون رفتيم ، آسيب ديديم .
پيران و سالخوردگان از مهاجر و انصار اين نظر را تأييد مىكردند ، ولى جوانان خصوصاً آنهائى كه در نبرد بدر شركت نكرده بودند و فكر نبرد در دماغ مىپروراندند ، با اين نظر سخت مخالف بودند و مىگفتند : كه اين طرز دفاع باعث جرأت دشمن مىشود . آن افتخارى كه در جنگ « بدر » نصيب مسلمانان شده است ، از دست مىرود . آيا عيب و ننگ نيست كه دلاوران و فداكاران ما در خانه بنشينند ، و اجازه دهند كه دشمن وارد خانهء آنها گردد ؟ نيروى ما در جنگ « بدر » به مراتب از حالا كمتر بود . با اين حال ، پيروزى نصيب ما گرديد ! ما مدتها در انتظار چنين روزى بوديم و اكنون با آن روبرو شدهايم .
« حمزه » ، افسر رشيد اسلام گفت : « به خدايى كه قرآن نازل كرده است ، امروز غذا نخواهم خورد تا آن كه در بيرون شهر با دشمن نبرد كنم . نتيجه اين كه ارتش اسلام بايد از شهر بيرون برود ، و مردانه در خارج شهر جنگ كند » . « 1 »
قرعهكشى براى شهادت
پيرمرد زنده دلى بنام « خثيمه » برخاست و گفت : اى پيامبر خدا قريش
هامش
( 1 ) . « مغازى واقدى » ، ج 1 / 211 - ما در كتاب « منافقان در تاريخ اسلام » به روشنى ثابت كرديم كه نظريهء « عبد اللَّه بن ابى » خالى از خطر نبود . هيچ بعيد نبود كه پس از ورود دشمن به داخل شهر ، از خانههاى منافقان به عنوان سنگر استفاده نكنند و يهوديان داخل مدينه نيز با آنان همكارى ننمايند .