يكى از سه شخصيت بزرگ اسلام ( محمد صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام ، حمزه عليه السلام ) را بكشد آزاد خواهد شد . به هر حال ، پس از تحمل رنج فراوان ، ارتشى ترتيب دادند كه هفتصد زرهپوش ، سه هزار شتر ، دويست سواره و گروهى پيادهنظام در آن شركت كرده بودند .
دستگاه اطلاعاتى پيامبر صلى الله عليه و آله گزارش مىدهد
عباس ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله كه يك مسلمان واقعى غير متظاهر به اسلام بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله را از نقشهء جنگى قريش آگاه ساخت . عباس نامهاى به خط و امضا و مهر خود نوشت و آن را به شخصى از قبيلهء « بنى غفار » سپرد و تعهد گرفت كه آن را در ظرف سه روز به پيامبر صلى الله عليه و آله برساند . قاصد هنگامى نامه را رساند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در باغهاى خارج شهر به سر مىبرد . وى پس از عرض ادب ، نامهء سربستهاى را به دست حضرت داد . پيامبر صلى الله عليه و آله نامه را خواند ، ولى مضمون آن را به ياران خود نگفت . « 1 »
علامهء مجلسى ، از امام صادق عليه السلام نقل مىكند « 2 » كه پيامبر گرامى خط نمىنوشت ، ولى نامه مىخواند . ناگفته پيدا است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هر چه زودتر بايد ياران خود را از نقشهء دشمن آگاه سازد . از اينرو ، پس از مراجعت به شهر ، نامه را براى همه خواندند .
حركت ارتش قريش
ارتش قريش حركت كرد و پس از طى مسافتى ، به نقطهاى به نام « ابواء » كه مادر پيامبر صلى الله عليه و آله آمنه در آنجا دفن شده است ، رسيد . جوانان سبكسر قريش اصرار ورزيدند كه قبر مادر پيامبر صلى الله عليه و آله را بشكافند ، و جسد او را بيرون بياورند . ولى
هامش
( 1 ) . « مغازى واقدى » ، ج 1 / 203 و گروهى از سيرهنويسان معتقدند كه قاصد ، نامه را موقعى به مدينه رساند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد بودند و نامه را ابىّ بن كعب براى پيامبر صلى الله عليه و آله خواند . واقدى نيز در مغازى خود ج 1 / 204 ، آن را نقل كرده است . با توجه به اين كه در طول تاريخ ديده نشده كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله نامهاى بخواند ، نظر نخست به واقع نزديكتر است .
( 2 ) . « بحار » ، ج 20 / 111 - براى تحقيق بيشتر پيرامون اين مسأله به كتاب نگارنده به نام « در مكتب وحى » مراجعه فرماييد . در اين كتاب موضوع فوق از جهات قرآنى و حديثى و تاريخى دقيقاً مورد بررسى قرار گرفته است .