جلسه گرم و خوشفرجامِ اين هيئت ، براى ابو جهل گران آمد ، و با كمال تندى گفت : شما را مردم حبشه به عنوان يك هيئت تحقيقى به مكه اعزام كردهاند : ديگر قرار نبود دست از آيين نياكان خود برداريد . گمان نمىكنم ، مردمى ابلهتر از شما در روى زمين باشد .
آنها در پاسخ فرعون مكه كه بسان ابر تيره مىخواست جلو اشعهء حياتبخش خورشيد را بگيرد ، جملهء مسالمتآميزِ : « ما به آيين خود ، شما به آيين خود باشيد ولى اگر چيزى را به نفع خود تشخيص داديم از آن نمىگذريم » ، را گفته و نزاع را خاتمه دادند . « 1 »
هيئت اعزامى قريش
هيئت اعزامى مردم حبشه ، وسيلهء بيدارى قريش گرديد ، و آنان نيز درصدد تحقيق برآمده جمعيتى ، متشكل از : « حارث بن نصر » ، « عقبة بن ابى معيط » و غيره به نمايندگى از طرف قريش ، رهسپار « يثرب » ( مدينه ) شدند تا رسالت و دعوت « محمد » را با دانشمندان « يهود » در ميان بگذارند .
دانايان يهود به هيئت اعزامى گفتند كه از « محمد » مطالب ياد شده در زير را سؤال كنيد .
1 - حقيقت روح چيست ؟
2 - سرگذشت جوانانى كه در روزگارهاى پيشين ، از انظار مردم پنهان شدهاند ( اصحاب كهف ) .
3 - زندگى مردى كه در شرق و غرب جهان گردش نمود ( ذو القرنين ) .
اگر محمد پاسخ اين سه پرسش را داد ؛ يقين بدانيد كه برگزيدهء خداست ، در غير اين صورت دروغگو است و هر چه زودتر بايد او را از ميان برداشت .
نمايندگان با سرور هر چه زيادتر وارد مكه شده و هر سه سؤال را در اختيار قريش گذاردند . آنان مجلسى ترتيب دادند و پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز دعوت نمودند . حضرتش فرمود : من دربارهء اين سه سؤال در انتظار وحى هستم . « 2 »
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 382 - 392 ، در اين مورد آيههاى 52 - 55 قصص نازل شده است .
( 2 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 300 - 301 .