يدك فرستاده بود . غروب وارد كلينقبا شديم و در خانهء رعيتى بسر برديم . منزل اينجا بسيار بد بود . در آن دهكده عمارت خوبى نبود و اين دهكده در جزو مرند است .
دوشنبه بيست و پنجم سه ساعت از دسته گذشته حركت كرديم . مسافت پنج فرسنگ بود و فرسنگ و نيم كه رفتيم به قراتپه رسيديم . تا آنجا اراضى راه صاف و هموار بود و از آنجا به بعد راه پست و بلند شد و رودخانه پديد گشت كه از جانب زنور مىامد يك فرسنگ به قصبهء مرند مانده در پهلوى دماغهء كوه ، حاكم مرند با جمعى سوار به استقبال آمده ايستاده بودند . به آنها اظهار مهربانى كرده گذشتيم . چهارساعت به غروب مانده وارد مرند شديم . اهالى آنجا تماماً به استقبال آمده و در دو طرف راه سرباز و توپچى ايستاده بودند .
به آنها مهربانى كرده گذشتيم . چون خانهء لطفاللهخان عمارت خوبى بود منزل ما را از جانب حكومت آنجا قرار دادند . ما در اندرونى منزل كرديم و سليمانپاشا در بيرونى .
لطفالله خان پذيرايى كرد . امروز دو كاروانسرا در بين راه ديديم ، يكى منسوب به شاهعباس بود و ديگرى به هُلاكوخان كه در پنج فرسنگى مرند در نزديكى قريهء ايرانپولى واقع است . چشمهء آب گرمى هم در كنار راه بود .
مرند
محال مرند خوب محالى است و قصبهء آن در دامنهء كوه واقع است ، ولى فاصلهء آن با كوه زياد است و آن كوه در طرف جنوب امتداد دارد و قصبهء مرند نيز قصبهء خوبى است .
كوچه باغ طولانى در ميان قصبه است و قريب دوهزار خانوار رعيت دارد و جلگهء آن بسيار باصفا است و دهات و باغات و اراضى مزروعى در حوالى و اطراف آن است و خوش آب و هواست .
سهشنبه بيست و ششم سه ساعت از روز گذشته حركت نموديم . خان حاكم و سوارها به مشايعت آمدند . بعد از طى مسافتى آنها را مرخص كردم . راه امروز چهار فرسنگ مسافت داشت و رودخانه هم در راه ديده شد . كوه مِشَو هم كه ريواس خوبى دارد و خوشمنظر است در اين راه بود و در سمت يمين جاده واقع بود . چهار ساعت به غروب مانده وارد صوفيان شديم و در دهكده ، در خانهاى منزل كرديم .