مصر
يكشنبه سيزدهم يك ميل به اسكندريه مانده ، حركت رو به مشرق شد و يك ساعت از طلوع آفتاب گذشته وارد ليمان اسكندريه شديم و اين ليمان را كمپانى انگليس به طور دايره به جهت امنيت سفاين در دريا ساخته است و هر سنگ مربعى به يك ليره تمام شده است . وقتى كه لنگر كشتى را انداختهاند ، اول مقربالخاقان ميرزااحمدخان قونسول با محمدخان قونسول ازمير و ميرزا حبيبالله قونسول اسكندريه و محمدحسنبيك خراسانى ويسقونسول و خواجه عبدالله كه ويسقونسول مرسين و ميرزا عباس زنجانى كحّالباشى و ميرزا سيدمهدى حكيم به ميان كشتى آمدند ؛ از تمام آنها احوالپرسى كردم . بعد از آنها جناب حسنپاشاى حلمى ، مستشار زراعت كه از مصر به مهماندارى مأمور شده بود ، با احمدپاشاى رأفت ، محافظ اسكندريه و قاسمپاشاى ناظر حربيه و وكيل ظبطيه و وكيلالمحافظ نيز به كشتى آمدند ؛ با هر يك صحبت كرديم . بيست و يك توپ براى ورود ما شليك كردند و زورق خديوى را با عَلَم شير و خورشيد حاضر كردند ، در آن نشسته از آب بيرون آمده ، به خشكى رفتيم . منزل ما را در عمارت رأسالتين معين كرده بودند . به هيأت اجتماع به آنجا رفته در سر ميز ، نهار صرف شد . بعد مصطفى فهمىپاشاى مزير دُوَل خارجهء مصر نيز به ديدن ما آمده با او به صحبت مشغول شديم و پس از رفتن او