و ياقوت و مرجان مزيّن نموده بودند و مورخين بعضى تفصيلات نوشتهاند كه ذكر آنها خارج از بنيان اين سفرنامه است ، ولى آنچه اين اوقات در قبّهء صخرهء شريفه ديده شد از اين قرار است : از جهات اربعه ابوابى به اندرون بقعه گذاردهاند كه راه خروج و دخول است . باب شرقى را باب اسرائيل گويند و باب شمال را بابالجثة نامند و در اطراف باطنى قه نيز دو دوره ستون از سنگ نصب كردهاند كه دورهء اولى شانزده ستون دارد و دورهء ثانيه دوازده ستون و در دورهء اولى هشت ستون آن مضلّع مربع است كه ضلع كبيرش دو ذرع و يكچارك است و ضلع صغيرش يك ذرع و دو گره و ما بين هر دو مضلّع نيز دو ستون مدور است كه دو ذرع و يك چارك قطر آن است . سنگهاى ستونهاى مضلّع از احجار شفّافه منقشهء طبيعى است . گويند سنگهاى ستونهاى مدور را از هند آوردهاند و به رنگ يشم است و ميان ستونها شش گز است و بالاى ستونها را از سنگهاى ريزه منبت كردهاند كه شبيه به خاتمسازى است . الحق نهايت امتياز را داشت و دورهء دوم هم به همين منوال بود الا آن كه مضلع آن چهار عدد است و مدور آن هشت عدد و ديوارهاى بقعه را تا نزديك سقف تماماً از همان احجار منقشه طبيعى نصب نمودهاند و در ميان دورهء دوم قنديلها از اطراف آويختهاند و يك قنديل آهنى آن در طرف جنوب واقع است و جاى هزار چراغ دارد و در برابر درب جنوبى در سمت ايسر ايوان ، مسقّفى است كه آن را دكةالمؤذّنين نامند . سه ذرع طول دارد و ده ستون در اطراف آن نصب كردهاند و در سقف آن قرآن بزرگى بالاى رحل گذاردهاند و برابر سنگ مشبّكى كه در سمت درب شمالى است و به مقام سليمان معروف است ، ديوار كوچكى از سنگ نهادهاند و دو ذرع طول و يك ذرع ارتفاع آن است . و در بين قبّه زينت ندارد جز اينكه طوق بلندى از فلزّ طلاى احمر در بالاى قبّه شريفه نصب نمودهاند .
صخرهء شريفه
در قديم قبلهء پيغمبران و اهل عالم صخرهء شريفه بوده است . حضرت موسى ، قبّه بر آن نهاد و حضرت خاتمالانبيا صلى الله عليه و آله در شب معراج از روى آن عروج فرمودهاند . در وسط بقعه واقع است ، سنگ بزرگى است سى و سه ذرع در بيست و هفت ذرع است و تأثير قدم