صحن قبّه صخره شريفه
طول صحن از جنوب به شمال است و عرض آن از مشرق به مغرب . اگر چه شهر بيتالمقدس در سر كوه واقع بوده است ، ولى سطح صحن را مستوى و هموار كردهاند و سورى بر اطراف آن نهادهاند و از بيرون وادى ، هر جا كه نشيب است ، سور آن بلند است و هر جا فراز است سور آن كوتاه است ؛ چنانچه سور جنوبى آن از بيرون وادى تقريباً صد ذرع است و از سنگهاى عظيم بنا نمودهاند ، گل و گچ در ميان آن نهادهاند . و طول صحن بر حسب ذرع اين زمان ، ششصد و شصت ذرع است و عرضش چهارصد و شش ذرع و وسط اين صحن را طولًا دويست و پنج ذرع و عرضاً صد و هشتاد و نه ذرع مرتفع نمودهاند و حجارهء ابيض بر آن گستردهاند و ارتفاع آن هفت ذرع مىشود و از چهار طرف پلهها از سنگ گذاردهاند و عدد پلهها بيست و پنج باشد كه همه از سنگ است و عريض ساختهاند و قبّهء صخره شريفه در وسط اين سطح است .
مسجداقصى
مسجداقصى مسجد عظيمى است كه در تحت تمام صحن بزرگ واقع است و در آن از زاويهء سور شرقى صحن است و اين مسجد را در نهايت استحكام بنا كردهاند و بناى آن از عجايب روزگار است و اگر كسى ستونها و سنگهاى آن مسجد را مشاهده نمايد ، مىداند كه كسى را غير از نبوّت ، قدرت و توانايى آن نيست كه مسجدى به آن وسعت و فسحت با اعمدهء عظيمهء متعدده در تحتالارض بنا كند ؛ افسوس كه بناى به آن عظمت و اتقان را ، دست تطاول اشرار روزگار خراب و ويران كرده است و ديگر به هيچ وجه به صورت اولى عود نخواهد كرد ،
هيهات أن يأتى الزمان بِمثله * انّ الَزْمان بِمثله لَبخيل
آنچه از بناى آن نمودار بود دوازده طاق در طول و يازده طاق در عرض بود و ستونهاى ده ذرعى در پايههاى طاق نصب كرده بودند و بر ديوارها سنگهاى ده ذرعى و پانزده ذرعى نشانده بودند كه شخص از مشاهدهء آنها حيران مىشود و باقى مسجد خراب و مسدود