وَالسرور وَالسّعادَةِ الحاج سليمانپاشا والى صيدا وذلِكَ فى ثَلاثَةِ وثلاثين ومِأتَينِ والْفَ .
و چون سلطان عبدالحميد هم عمارت در راه كردهاند ، در طرف غرب نوشتهاند سَلامٌ عَليْكُم فَادْخُلوها خالِدين ، قَد جَدّد المَلِك التّقى سُلطان عَبدالحَميد ذاك الباب .
بيان جامع قِبَلى
اين جامع در منتهااليه قبلى صحن منخفض است و از قبله به شمال امتداد دارد . صد ذرع طول آن است و هفتاد و شش ذلع عرض آن . نماز جمعه در آن خوانده مىشود و اين جامع را عبدالملك مروان بنا كرده است . جامع عالى محكمى است و سلطان محمود تجديد عمارت كرده است . در طرف يمين ، پنج ستون مضلّع مربّع دارد و پنج ستون مدور و در سمت يسار نيز به دين روش ستونها نصب كردهاند . در سمت راست ستون چهارم سقط شده بوده است ، در ثانى ساختهاند ، قدرى بزرگتر است و در نزديك محراب نيز چهار طرف ستون نصب كردهاند و چهلچراغ بزرگى سلطان عبدالعزيز در نزديك محراب آويخته است و منبرى كه مرصّع به آج و آبنوس است ، سلطان نورالدين شهيد در حلب براى اين جامع ساخته بود كه بفرستد ، ملك صلاحالدين كه در سنهء 579 فتح حلب نمود اين منبر را آورده در اين مسجد گذارد . و در سمت غربى اين جامع ، مسجد مطوّلى است كه از جانب به آنجا راه است و اين مسجد در طول غربى واقع است و معروف به جامعالنّساء است . گويند از بناى فاطميّين است و از زاويهء سمت شرقى جامع نيز راهى به مسجد ديگر است كه آن را مسجد عمر مىگفتند ، چندان وسيع و عالى نبود . در محراب آن بعضى ستونهاى سنگى تازه نصب كرده بودند و خوب حجّارى كرده بودند و پارهاى مىگويند : اين مسجد نيز از آثار بنىاميّه است . و در سمت شمال جامع عمر ايوانى است كه گويند : مقام عُزَيز بوده است . و در جنب آن ايوان ، از جهت شمال ، ايوان ديگرى است كه محراب زگريا در آنجا و در جامع مزبور دو محراب است ، محراب بزرگ جانب شرقى منبر را محراب داود گويند و محراب جانب مغرب را محراب معاويه نامند و در برابر اين جامع ، در بيرون آن ، حوض مدوّرى از سنگ ساختهاند و كشكولى از سنگ در وسط آن است گويند ، آب اين حوض را از جانب خليلالرحمن آورند .