است كه نمىتوان رفت . از قرارى كه خدّام مىگفتند ، پنج طبقه هم در زير آن است و العهدة علىالراوى ؛ ولى آثارى از آنها پديدار نبود . و اين مسجد را به آن جهت اقصى گويند كه از كعبه دور است و پاره گويند كه در وسط عالم واقع است . از جهت قبله ، حجاز و يمن و هند بر آن محيط است و از جهت شرق ، بغداد و عراق و مملكت عجم بر آن احاطه دارد ، و از جهت شمال بلاد شام و روم بر آن محيط است و از جهت غرب بلاد مصريه و مملكت عرب بر آن احاطه دارد . اكنون سنىها جامع قبلى صحن را كه عبدالملك مروان ساخته است به مسجداقصى موسوم كردهاند و صاحب تاريخ « انسالجليل » مىنويسد : وحَقيقةُ الحال انّ الاقصى اسمٌ لجَميع المسجد ممّا دار عليه السّور . « 1 »
بانى مسجد
بعضى روايت كردهاند مسجداقصى از بناى مُحكمه بوده است كه به امر خدا ساختهاند و پارهاى نويسند از بناى اسرافيل بوده ؛ و برخى نويسند از بناى آدم بوده و بعضى ديگر از بناهاى سام بن نوح دانستهاند و پارهاى ديگر نوشتهاند بانى آن يعقوب بن اسحق بوده ، ولى مشهور اين است كه از جانب ايزد تعالى به حضرت داود امر شد بنا كند ، ناتمام ماند ، وصيت نمودند ، حضرت سليمان به اتمام رسانيدند . و ممكن است جمع ما بين همه روايات نموده گفته شود كه هر يك تجديد بناى يكديگر را نموده عمارت مرمّت كردهاند . العلم عند الله . « 2 »
قبهء صخرهء شريفه
ارتفاع قبّه از صحن مرتفع پنجاه و يك ذرع است و شكل بقعه مثمن است و محيط آن از اندرون بقعه دويست و بيست و چهار ذرع است و از بيرون دويست و چهل ذرع و به حكم تثمين هشت ضلع دارد ، ولى از بيرون به پنجاه و دو طاقنما تقسيم كردهاند . فاصلهء ديوار از صخرهء شريفه صد گز است و بام قبّه را با زر اندود كردهاند . در عهد حضرت سليمان زينت آن قبّهء شريفه از حد افزون بوده است و به انواع جواهر و ذهب و فضّه
هامش
( 1 ) . الانس الجليل ، بتاريخ القدس والخليل ، ج 2 ، ص 24
( 2 ) . الانس الجليل ، بتاريخ القدس والخليل ، ج 1 ، صص 8 - 7