صحن و مسجد و بقعه محىالدين
از درب صحن داخل دالان وسيعى مىشوند و از آنجا وارد صحن مىگردند و در ورود به صحن در يمين و يسار آن ايوان سرپوشيده است كه چهار ستون در طول آنها واقع است و در طرف غربى صحن نيز ايوانى است كه چهار ستون دارد و در وسط صحن ، حوضى است و در جنوب صحن جامع ظريفى است كه ديوار جنوب آن مشرف بر باغچه است و چهار دربچه به باغچه گذاشتهاند و در اين مسجد چهار اسطوانه است و درب مقبرهء شيخ در زاويهء ديوار شرقى صحن است كه اتصالى به زاويهء جنوبى دارد و سطح مقبره پستتر از سطح صحن است . شانزده پله از سنگ گذاردهاند تا وارد مقبره شوند .
محاذى در مقبره سه قبر است . بر فراز هر يك عمامه سبز بزرگى گذاردهاند . دو نفر آنها كه نزديك به ضريح شيخ محىالدين هستند ، از احفاد او باشند . يك نفر ديگر كه قدرى دور تر است ، محمدامينپاشا است كه در آنجا مدفون است . اين مقبره مستطيل است و تقريباً ده ذرع طول آن است . در طرف جنوب دو دربچه به نارنجستان باز است و در سمت مغرب ، طاقچهء بزرگى كه يك ذرع و نيم طول آن است ، ساخته ، پنجرهاى نصب كرده ، شيشه انداختهاند و كتابهاى شيخ را در آنجا گذاشتهاند و در سمت مشرق نيز دو دربچه گذاردهاند كه به باغچه باز مىشود و در شمال مقبره نيز درى است كه از زمين بالاتر است . ضريح شيخ در وسط مقبره است و اين اشعار را در اطراف آن نوشتهاند . در طرف شرقى اين شعر است :
قَد كانَ صاحِبُ هذا القَبر جوهرةٌ يَتي * - مةٌ صاغَها البارى مِنَ النطف
و در سمت غربى آن اين بيت است :
عَزّت فَلم تَعرف الايام قَيمتها * فَردّها غيرةً مِنهُ الى الصّدَفِ
و در تاريخ مرمت ضريح نيز در اطراف آن نوشتهاند :
مقامك محىالدين سامى الذّرا * وإن كُنت محجوباً بهذا الضريح
و أنت سِرّ الله فى الأولياء * وأنت من فيه يليق المديح
مُصطفىپاشا وَزير العُلوم * وافاك فى قلب سليمٍ صحيح
فأقبلت وأقبل منه شهريه * يرجو بها التاريخ خير تسبيح