سنگهاى اراضى راه سياه بودند ، در يك جا كوچك بودند و در دو جا بزرگ . سه ساعت به غروب مانده وارد قلعهء عنيزه شديم . اين محل هميشه منزلگاه حجاج بوده است ، ولى براى آن كه منزل فردا سبكتر گردد امروز در اينجا منزل ننموده گذشتند و براى نماز ظهر در اينجا عواف نمودند . قلعهاى در طرف مغرب داشت و نزديك قلعه چاهى بود ، ديوار به دور چاه كشيده بودند و نزديك چاه در سمت شمال ، بركهء بزرگى ساخته بودند و از پهلوى بركه ، سدى به طرف مغرب بسته بودند كه تقريباً دويست قدم طول آن بود و اين سد براى اين است كه آب باران داخل بركه شود . بالجمله از قلعهء عنيزه گذشته غروب به صحرايى رسيديم كه قلعهاى مخروبه داشت و آن وادى را منزل قرار دادند . امشب تصرف هوا شده ! ، حالم خوش نبود ، درد سينه عارض شده مداوا كردم .
دوشنبه نهم صبح روانه شديم . حركت غالباً به جانب شمال غربى بود و اراضى راه صاف و وسيع بودند . از هيچ طرف كوهى نمودار نبود ، ولى خالى از ارتفاع و انخفاض نبود . گاهى از اراضى مرتفعه به اراضى منخفضه مىرسيديم و گاه به عكس ؛ و زمين مرتفع به زمين منخفضه به قدر ده زرع ارتفاع داشت و در وسط منزل در سمت يمين ، راه به قدر دويست قدم طول و صد قدم عرض زمين صحرا عميق گشته دو ذرع عمق آن بود و چنان معلوم شد كه جريان سيل آنجا را به اين حالت انداخته است . دو ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم و اسم اين منزل را حصاة مىناميدند . در نزديكى قلعهء حصاة حركت رو به شمال شرقى شد . وقتى كه به محاذات قلعه آمديم ، رو به شرقى گشت قلعه را رو به مشرق ساخته بودند و در جلو آن پلى بنا نهاده بودند كه سه چشمه داشت و ارتفاع هر چشمه تقريباً چهار ذرع بود . اهل قافله كه از پل گذشتند ، حركت رو به شمال شد . محل اردو تا قلعه يك ميدان فاصله داشت و اين پل را محمدعلىپاشاى خديو مصر بنا كرده ، روى آن را سنگفرش نموده است و خيلى به كار حجاج مىآمد . اگر اين پل نباشد در وقت بارندگى از آن نقطه با هيچ مركوبى نمىتوان گذشت ، خاصه اين كه شتر باشد .
بالجمله كسالتى كه ديشب داشتم امروز رفع شد و در اردو نيز به واسطهء آذوقه از بره و غيره كه جمعى از اعراب آورده بودند فراوانى بهم رسيد .
سهشنبه دهم سه ساعت به صبحِ روز مزبور روانه شديم . حركت به جانب شمال
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص١٧٨