روز ترويه فردا است ، تكليف شرعى خود را در اين دانستم كه فردا خارج شويم و متابعت ديگران را ننماييم . اكثر اهل تشيع نيز متابعت ما را نموده خارج نشدند . محمدخان قونسول به حرف حملهداران احتياطى از اين مخالفت داشت كه بعضى مفاسد واقع خواهد شد ؛ چون نيت خود را خالص دانسته ، طريق لجاج را پيشنهاد خود نكرده بودم ، ملاحظهء اين احتياط را نكرده در شهر مانديم و شب به مسجدالحرام مشرف شده ، طوافنمودم و چون شب جمعه بود و به عادت معموله مىبايست غسل نموده زيارت جامعه بخوانيم ، خواجههاى حرم حظيرهء چاه زمزم را قورق كردند ، به آنجا رفته ، غسل كردم و بعد زيارت خوانده ، هفت شوط ديگر نيز بجا آورده ، معاودت نمودم .
جمعه هشتم چون روز ترويه و روز خروج از مكه معظمه است ، صبح به مسجدالحرام رفته ، طواف كرده ، بعد به چاه زمزم رفته غسل نموده ، به حجر اسماعيل آمده ، احرام بسته ، چهار ساعت از روز گذشته ، به ميان تخت نشسته ، عازم منى و عرفات شديم . تمام شيعهاى هم كه در شهر بودند امروز حركت كردند ، اگرچه در وقت ( رفتن ) به عرفات بيتوته در منى مستحب است ، ولى ما اين استحباب را موقوف داشته ، مختصراً بجا آورديم . ساعتى ، در وقت عبور از منى پياده شده ، توقف نموديم ، پس از آن سوار شده سه ساعت به غروب مانده وارد عرفات شديم . خيمهء ما را در جايى زده بودند كه نزديك به عرفات بود . وجوب وقوف در عرفات ، اگرچه روز نهم بعد از زوال تا غروب شرعى است كه وقت افطار و نماز مغرب باشد ، ولى توقف امروز ما ، من بابالمقدمه بود كه فردا نيت وقوف كرده بمانيم و اين وقوف واجب است و ليكن ركن نيست . بالجمله اردوى شامى و مصرى با جناب شريف مكه ، در سمت يمين بود و اردوى ما با تمام شيعهها ، در سمت يسار و محمدخان قونسول هم در نزديك ما خيمه زده ، بيرق شير و خورشيد دولتى را برافراخته بود . عسكر و تفنگچى و ضبطيه هم كه از جانب والىپاشا همراه ما آمده بودند ، در نزديك خيمهء ما منزل كردند و چون هنوز اردوى سنىها حركت نكرده بودند ، صحراى عرفات يميناً و يساراً مملو از جمعيت بود . محل شامى و مصرى با جناب شريف و والىپاشا ، نزديك غروب با توپ و مشعل رفتند و ما با حجاج شيعه توقف نموده در عرفات مانديم و شب را جناب حاجى ميرزا حبيبالله مجتهد نماز به جماعت مشغول گشته ،
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص١٢٠