نزديك به غروب رفتم به حرم و زيارت و نماز خواندم ، آمدم منزل . بعد از خوردن غذا ، حاج محمدحسين و اخوىزاده او ، آقا ميرزا عبدالباقى تاجران كرمانى كه ساكن در نجفاند و آقا ميرزا عبدالباقى ، داماد آقاى حاج ملا علىاكبر سلطانى قزوينى مىباشند و كاغذى سفارش و امانتى از آقاى حاج ملا على اكبر از جهت ايشان داشتيم ؛ تشريف آوردند ، تقريباً دو ساعت از شب گذشته ، بعد از صحبتهاى زياد ، تشريف بردند .
بعد ، به اتفاق آقاى داداش و پسر آقا شيخ لطيف رفتيم منزل آقا سيد ابوتراب ، اخوىزاده آقاى حاج سيدباقر قزوينى ، روضه . از آنجا مراجعت نموديم ، فى الجمله در صحن گردش نموديم و رفتيم به مقبره مرحوم حجة الاسلام [ 31 ] حاج ميرزا ابوالحسن شيرازى . بعد از نثار فاتحه به روح مبارك آن آقا ، مراجعت به منزل نموديم ، بعد از فى الجمله وقفه ، خوابيديم .
صبح يوم پنجشنبه ، ششم [ رمضان ] از خواب برخاستيم و چايى را هم خورديم ، ولى باز هم امروز سرم درد مىكند و كسالت دارم . رفتم بيرون ، بعد از زيارت ، رفتيم به وادىالسلام . قبر مرحوم حاج آقا را رويش را برچيدند . مراجعت كرديم ، رفتيم به منزل رشتىها . بعد از صرف چايى ، آمديم غذا صرف شد و فى الجمله خوابيديم . بعد از خواب و چايى ، رفتم گردش به واد [ ى ] السلام ، فاتحه خوانديم . چون شب جمعه است ، خيلى مصفّا بود ، ولى هوا خيلى گرم است .
[ گزارش عمومى شهر نجف و بناهاى آن ]
اين شهر نجف ، شهر پرجمعيتى است ، ولى خود شهر ، كوچك است و خانههاى كوچك دو مرتبه دارد ؛ بلكه سه مرتبه و كوچههاى « 1 » ضيقى دارد و از اطراف عمارات
هامش
( 1 ) . نسخه : كوچهاى .