تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

[ نماز جماعت صحن به امامت مرجع بزرگ ، آسيد ابوالحسن اصفهانى و ديدار با ايشان ]

بعد از تشريف بردن ايشان ، رفتم به صحن مقدس ، نماز مغرب را با حجة الاسلام آقاى آقا سيد ابوالحسن اصفهانى « 1 » خواندم . بعد از نماز رفتم به حرم ، زيارت نمودم ،
هامش
( 1 ) . سيد ابوالحسن اصفهانى ( مديسه‌اى ) از مراجع تقليد شيعه در سال 1284 در روستاى « مديسه » لنجان اصفهان به دنيا آمد . نسبش با 32 واسطه به موسى بن جعفر ( ع ) ، امام هفتم شيعيان ، مىرسد . وى از اولاد و احفاد امامزاده محمود طيار ( مدفون در : شهرستان دنا در استان كهگيلويه و بويراحمد ) مىباشد . دروس ابتدايى را در زادگاهش آغاز نمود و سپس براى فراگيرى علوم دينى به حوزه علميه اصفهان مهاجرت كرد و از حلقه درس آيات عظام كلباسى ، چهارسوقى خوانسارى ( نوه آيت‌الله سيد ابوالقاسم موسوى خوانسارى ميركبير ) ، درچه‌اى جهانگيرخان قشقايى استفاده كرد . در سال 1307 به حوزه‌هاى علميه نجف و سامرا رفت و از اساتيدى چون : ميرزا محمدحسن شيرازى ، ميرزا حبيب‌الله رشتى ، فاضل شربيانى ، محمدحسن مامقانى ، سيد محمد كاظم يزدى ، آخوند خراسانى ، ميرزا محمدتقى شيرازى و شيخ الشريعه بهره برد . پس از درگذشت آخوند خراسانى ، به تدريس پرداخت و به عنوان يك مجتهد و نامزدى براى مرجعيت دينى مطرح گرديد . در زمان حيات ميرزا حسين نائينى و آقا ضياءالدين عراقى ، بسيارى از فقها ، محفل علمى و فقهى او را برتر دانستند ؛ تا جايى كه پس از مرگ ميرزا محمدتقى شيرازى ميرزاى دوم ، مرجعيت دينى در او متمركز شد و اين انحصار تا سال 10 به طول انجاميد . در جريان انقلاب 1920 عراق وى در حمايت از مردم عراق فتوايى به شرح زير صادر نمود : بسم اللّه الرحمن الرحيم سلام بر همه ، بالخصوص برادران عراقى وظيفه دينى بر همه مسلمانان لازم مى گرداند كه در حفظ حوزه اسلام و بلاد اسلامى تا كه قدرت دارند بكوشند و بر همه ما واجب و لازم است كه سرزمين عراق را كه مشاهد ائمه هدى ( عليهم السلام ) و مراكز دينى ما در آنجاست ، از تسلط كفار حفظ نموده و از نواميس دينى آن دفاع كنيم . من شما را بر اين موضوع دعوت كرده و ترغيب مى نمايم . خداوند ما و شما را براى خدمت به اسلام و مسلمين موفق فرمايد ( ابوالحسن الموسوى الاصفهانى ) . پس از انقلاب 1920 اين دو مرجع بزرگ نقش مقابله‌گرانه با قيموميت را ادامه دادند و بيعت با ملك فيصل اوّل را رد كردند . كسى كه انگليسى ها او را به عنوان پادشاه عراق تعيين كرده بودند . ملك فيصل ، به منظور قانونى جلوه دادن حاكميت خويش ، اعلام برگزارى انتخابات كرد . علما چون مىدانستند وى دست‌نشانده انگليس است و به منظور تحكيم حكومت خود مىخواهد انتخابات برگزار كند ، با انتخابات فرمايشى به مخالفت برخاستند . سيد ابوالحسن اصفهانى و ميرزاى نايينى فتوا به حرمت مشاركت در انتخابات مجلس نمايندگان را دادند . دولت عراق عكس العمل نشان داد و آيت‌الله مهدى خالصى را كه انتخابات را تحريم كرده بود ، تبعيد نمود . در اعتراض به تبعيد وى ، ميرزاى نائينى و سيد ابوالحسن اصفهانى راهى ايران شدند و حكومت عراق نيز با شيوه ناپسندى كه حكايت از اخراج و تبعيد آنان داشت ، با ايشان برخورد كرد ؛
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 95 | محمد تقوى قزوينى / محمد على باقر زاده