آمديم ، رفتيم در روضه مقدسه حضرت سيدالشهداء ( ع ) . بعد از خاكسارى به آن ارض اقدس و زيارت ، رفتيم به [ حرم ] حضرت ابوالفضل و بعد از زيارت ، مراجعت به منزل نموديم . بعد از صرف غذا خوابيديم .
صبح يوم يكشنبه ، دوم شهر رمضان ، از خواب برخاستيم ، بعد از صرف چايى ، رفتيم به زيارت خامس آل عبا ( ع ) بعد از عتبهبوسى آن آستانه و آستانه [ حضرت ] ابوالفضل العباس ( ع ) آمديم منزل . بعد از صرف ناهار ، قدرى خوابيديم . از خواب برخاستيم ، چايى خورديم ، رفتيم به اتفاق آقاى داداش و آقاى آقا سيد محمدرضا ، در نخلستان بيرون كربلا گردش نموديم . نزديك به غروب مراجعت به منزل نموديم و شب را بعضى از آقايان تشريف آوردند منزل ، ديدنى از ما نمودند . بعد از صرف شام ، پنج ساعت از شب گذشته خوابيديم .
[ قصد نجف اشرف به همراه جنازه ]
صبح يوم دوشنبه ، سوم [ شهر رمضان ] ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، آقاى آقا شيخ لطيف كه يكى از خدّام نجف اشرف مىباشد ، تشريف آوردند منزل . بعد از صحبت و تعارفات معمولى ، خودمان رفتيم بيرون ، در خيابان يك اتومبل دربست گرفتيم إلى نجف اشرف به مبلغ سى روپيه انگليسى .
بعد رفتيم قدرى گردش . به آقاى آقا سيد عبدالجواد آقا ، آقازاده آقاى حجة الاسلام آقا ميرزا آقاى مرحوم ، كاغذى از قزوين داشتيم ، داديم . قريب ظهر شد ، آمديم منزل . بعد از صرف ناهار و چايى [ 28 ] تقريباً پنج ساعت به غروب مانده ، رفتيم به اتومبلخانه و جنازه مرحوم حاج آقا را هم حمل به اتومبل نموديم ، ولى صاحب اتومبل امتناع از رفتن نمود كه احمال و اثقال شما زياد است ، در صورتى كه فقط يك