[ قراى ابراهيمآباد و راگرد و خروج از اراك ]
ظهر بود كه رسيديم به قريه ابراهيمآباد كه تقريباً دويست خانوار است و خورده « 1 » مالك است . بعد از صرف ناهار ، حركت كرديم ، ولى بين راه ، اراضى اغلباً لميزرع بود و دهات كم بود . شب را رسيديم به قريه راگرد كه راجع به سپهسالار تنكابنى « 2 » است . سپهسالار ، دهات چندى در عراق دارد و تقريباً [ 217 ] يكصدوبيست خانوار است اين قريه ، ولى قدرى خراب است و انبار آبى در جلوى ده دارد . بارى ، منزلى گرفتيم ؛ شب را بعد از صرف غذا خوابيديم و امروز ، دوازده فرسنگ پيموديم .
يوم شنبه ، بيست [ و ] يكم ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى سوار شديم ، ولى به قدرى هوا سرد بود كه اندازه نداشت و آبها يخ بسته بود و از قرار تقرير ، سورچى كه اظهار مىكرد كه هميشه اين نقطه سرد است و ييلاق غريبى است .
[ ورود به خاك قم ، منزل طلاب ]
بارى ، به قدر دو فرسنگى تقريباً كه طى كرديم ، از خاك عراق خارج شديم ، وارد به خاك قم شديم . قرب نيمساعت از ظهر گذشته ، وارد به منزل طلاب شديم ، ولى اغلب راه إلى اينجا كه از صبح آمديم ، از دماغه كوه عبور مى نموديم .
بارى ، اين منزل طلاب ، قريهاى ندارد و فقط سراى شاهعباسى است كه يك سراى
هامش
( 1 ) . امروزه به شكل « خُرده » نوشته مىشود .
( 2 ) . محمد ولى خان بن حبيب الله خان سردار بن محمد ولى خان ساعدالدوله تنكابنى ، ( 1264 ق . 1345 ق ) . وى نخست نصرالسلطنه لقب داشته و مقارن مشروطيت به سپهدار اعظم ملقب بود و بعدها سپهسالار اعظم لقب يافت . وى يكى از دو فاتح تهران است در آخر استبداد صغير از دست محمدعلى شاه . سپهدار تنكابنى اول بار در ذى القعده 1327 رئيس الوزراء شد و از اين تاريخ تا ربيع الثانى 1334 . كه با لقب سپهسالار اعظم ، دولتى ديگر تشكيل داد . 6 بار ديگر رئيس الوزراء شد . در پايان بر اثر فشارهايى كه از جانب دولت وقت جهت وصول بقاياى مالياتى بر او وارد مىآمد ، انتحار كرد . ( فرهنگ فارسى : محمد معين ، ج 5 ، ص 731 )