و از سمت لرستان مىآيد و به اراضى قم كه مىرسد ، چون اراضى قم فىالجمله نمكزار است ، قدرى طعم آب برمىگردد به شورى .
و بعضى از سنوات در بهار ، چنان آب طغيان مى نمايد كه به بعضى عماراتى كه در لب رود واقع است ، صدمه مىرساند و از اين رودخانه ، جداول زيادى جدا نموده به قراء و اطراف مىبرند و حاليه كه فصل پاييز است ، بايستى آب رود كه به اراضى قم مىرسد ، متجاوز از پانزده سنگ رعيتى آب داشته باشد . و همينطور شعبات زيادى جدا مىشود ؛ به خود شهر كه مىرسد ، قرب چهار سنگ بيشتر نيست كه آن را هم در ذيل شهر گرفته ، به مصرف باغات و محصولات ذيل شهر مىرسانند .
بارى ، پلى در روى رود ساخته ، بسيار عالى و بزرگ است و نُه چشمه بزرگ مىباشد . از سمت طهران كه مىآيند ، اول وارد به شهر نو شده ، بعد از پل عبور نمود [ ه ] و از دروازه ، داخل بازار و شهر كهنه مىشوند و شهر نو را ابرقوه مى نامند ، ولى اغلب عمارات او ، خشت و گلى است .
و دو خيابانى در وسط شهر نو واقع است كه يكى به سمت طهران مى رود و يكى به سمت ساوج ، ولى شهر كهنه هم اغلباً عمارات او خشت و گلى است و لكن جلوى شهر كه خيابانى است معروف به خيابان [ 220 ] حضرتى و عمارات اطراف قبرستان و صحن با آجور ساخته شده و خوشطرح است ، آن هم بهواسطه زوّار كه كرايه مىدهند . ولى ذيل شهر ، عماراتش اغلب خشت و گلى است .
و بازار بزرگ مطولى در شهر كهنه هست كه ذيل بازار ، اغلب دكاكين او بسته و خراب است . فقط آبادى عمده قم ، در همين جلگه صحن و اطراف صحن است و عمارات عاليه و حمام مرحوم ميرزا علىاصغر خان صدراعظم در جنب صحن ساخته ، ولى حاليه اغلب را ورّاث او فروختهاند و اهالى قم ، اغلباً فقيرند و اغلب ، كسبه و زارعند و عده نفوس او را نفهميدم .
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: محمد تقوى قزوينى
ص٢٨٦