گمركى شده ، اگر تمام را نگرفته بوديد ، به رسم امانت سپرده بوديد [ و ] تمام را به شما رد مىنموديم ؛ مثل بعضى اشخاص كه اينطور نمودهاند .
مراجعت به منزل نمودم . بعد از صرف ناهار و چايى رفتم بازار ، تهيه حركت به سمت بصره را ديديم . شب را مراجعت به منزل نمودم ، ولى چند روز است كه كسالت دارم و حال درستى ندارم . بعد از صرف غذا خوابيديم .
[ ذلّت قونسولى ايران ]
يوم چهارشنبه ، بيست [ و ] دوم ذىالحجه ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى رفتم بيرون قدرى گردش نمودم . از آنجا رفتم به قونسولخانه ايران . [ 144 ] بعد از زحمات ، آن را پيدا نمودم . بعد معلوم شد كه قونسول ايران در قونسولخانه انگريزى نشسته است . اى خاك بر سر ايران و ايرانيان كه در همه جا خود را ذليل نموده و در تحت تبعيت ديگرى قرار داده !
بارى ، تذكرهها را دادم كه امضاء نمايد . مطالبه وجه امضاء نمود ؛ ديدم مبالغى از قراردادى كه در پشت ورقه تذكره وجه امضاء نوشته ، اضافه مطالبه مىنمايد . بعد از گفتوگوى زياد ، آخر به خشونت كشيد ؛ تعرّض نمودم ؛ امضاء نكرده بيرون آمدم . آمدم منزل . بعد از صرف ناهار ، عصر را بيرون رفتم . بعد از فىالجمله گردش ، شب را مراجعت به منزل نمودم .
يوم پنجشنبه ، بيست [ و ] سوم ذىالحجه ، صبح از خواب برخاستم . ملازم ما رفت گارى كرايه نمود ، آورد احمال و اثقال خودمان را حمل نموده ، سمت گمركخانه حركت نموديم و اظهار نمودند كه تمام احمال و اثقال را تفتيش مىنمايند از جهت طلا و نقره كه نبايد از جدّه خارج نمايند ، ولى نمىدانم علت چه بود كه تفتيش ننمودند .