موقع نماز جمعه است ، موقع بيع نيست ، به موجب آيه :
( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) .
بلى ، ما جماعت شيعه ، هيچ كارمان مطابق شرع نيست ، ولى جماعت سنّى بسيار مواظب احكام شرعيه هستند و همه روزه هم از جهت نماز مغرب در ميان خود صحن مسجد ، مطروس از جمعيت مىشود .
بعد از خواندن نماز مغرب ، جماعت عامه مىنشينند إلى دو ساعت از شب گذشته كه نماز عشاء را هم بخوانند ، بعد متفرّق مىشوند .
بارى ، شب را بعد از صرف غذا خوابيديم .
[ عيد غدير و زيارت غديريه ]
يوم شنبه ، هيجدهم ذىالحجه ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى ، [ 131 ] چون امروز روز عيد است ، بعضى از آقايان تشريف آوردند منزل ما . بعد از وقتى كه تشريف بردند ، رفتم به اتفاق آقاى داداش و آقاى اسد السلطنه به بيتالله ، طوافى نموديم . بعد ، زيارت غديريه حضرت امير المؤمنين ( ع ) را در بيتالله خوانديم . خودم رفتم منزل عبد الرحمن مطوّف كه عريضه بنماييم به شريف از جهت مجيدىهاي [ ى ] كه در جدّه گرفته بودند در گمركخانه ، عبد الرحمن اظهار نمود كه به حكم شريف ، بايستى تمام را در جدّه بدهند ؛ لازم عريضه نمودن به شريف نيست ؛ در روزنامه هم درج نمودهاند .
آمدم بيرون ، رفتم در مطبعه ، يك ورقه از روزنامه گرفتم و در آنجا درج نموده بود كه تمام مجيدىهاى حجّاج را در جدّه به موجب قبوضاتى كه در دست دارند حجّاج ، بدهند . مراجعت به منزل نمودم .
بعد از مدتى ، يك مرتبه آقاى آقا سيد حسن استرآبادى كه تشريف برده بودند