بزرگى است كه غفّه و كشتى خيلى كوچك آتشى هم از اين نهر عبور مىكند كه ديده شد .
[ در مسير بصره ]
و از جسر عبور نموديم به آن طرف جسر ، ماشينخانه است . پياده شديم ، وارد ماشينخانه شديم ، ولى ماشين بصره « 1 » فردا صبح حركت مىكند و تقريباً پنج ساعت به
هامش
( 1 ) . شهرى از كشور عراق در كنار شط العرب در نزديكى محمره ( خرمشهر ) . گويند اين لفظ معرب « بس راه » است . ( ناظم الاطباء )
مؤلف معجم البلدان آرد : بصره عراق ، طولش 74 درجه و عرضش 31 درجه و از اقليم سيّم است . بصره در سال چهارده هجرى شش ماه قبل از كوفه شهر شد . اقطاع و قراى بصره زياد و درباره او در اشعار شعرا مدح و ذم بسيار شده است و از جمله عيوب آن را متغير بودن هواى آن دانستهاند كه ساعتى لباس زمستانى و ساعت ديگر لباس تابستانى بتن بايد كرد . و از محاسن آن وفور نخل و اهل علم آن است . بنا بنقل حمد ا مستوفى در نزهة القلوب مردم آنجا اكثر سياه چهره و اثناعشرىاند و زبانشان عربى مغير است و پارسى نيز گويند . اين شهر بندر تجارتى بزرگ عراق است ، متصل به حاشيه بيابان به مسافت كمى در باختر شط العرب و كشتىها از راه دو نهر ميان بصره و شط العرب آمد و رفت مىكنند . معنى لغوى اين كلمه را سنگهاى سياه دانستهاند در زمان عمر بن خطاب به سال هفده هجرى ساخته شد و زمينهاى آن ميان قبايل عرب كه پس از انقراض سلطنت ساسانيان بدانجا مهاجرت كردند تقسيم گرديد و بهزودى آباد و يكى از دو پايتخت عراق گرديد . نزهةالقلوب ، مرآت البلدان ، ج 1 ، المنجد ، قاموس الاعلام تركى ، ج 2 .
گذشته از اينكه مركز تجارتى مهمى بود ، در روزگار خلافت عباسيان از مراكز فرهنگى نيز بهشمار مىرفت و پس از انقراض عباسيان از رونق افتاد و در معرض جنگهاى تركان و ايرانيان قرار گرفت و در دوران جنگ جهانى اول كه بهوسيله راه آهن به بغداد ارتباط يافت و دريانوردى در شط العرب داير شد ، اين شهر رونق گذشتهاش را از سر گرفت . بصره را نخلستانهاى بسيار فرا گرفته است . بيشتر صادرات و واردات عراق از اين بندر است . ارتفاع آن نسبت به سطح دريا دو متر است . جنگ مشهور جمل ميان حضرت على بن ابىطالب ( ع ) و عايشه در اين شهر روى داد . فرودگاه و ايستگاه راه آهن دارد و از زمان استقلال عراق بسيار توسعه يافته است . با هند تجارت وسيعى دارد و در پيرامون آن بهترين خرما بهدست آيد .