رسيده بودند و كشتى براى رفتن به طرف رشت گرفته بودند با آن كه باد تند مىآمد وداع نموده ، عازم شدند ولى خيال بنده اين شد [ 15 ] كه انشاءالله تعالى روز پنج شنبه 27 شهر حال كه محرّم الحرام است و موقع حركت كشتى پُستى از بادكوبه به رشت مىباشد ، خداوند تفضّل فرمايد كه باد قدرى آرام بگيرد كرايه نموده ، از بادكوبه به رشت برويم تا مشيّت حضرت قادر متعال به چه تعلّق پذيرفته باشد .
اميدوار به رحمت حضرت پروردگار هستيم كه چنانچه در اين سفر از خطرات عظيمه مستخلص فرمود ، از اين دريا هم به سلامت بگذريم .
سه ساعت از شب جمعه 29 گذشته كشتى بناى حركت گذاشته ، سه ساعت از روزگذشته ، محاذيى لنكران ايستاد ، لنگر انداختكه 12 ساعت از بادكوبه الى لنكران كشتى حركت مى نمود تا به لنكران .
كرايه ميهمانخانهء مسلمانها كه اقامت شده ، چهار ليره و كرايهء كشتى ، كه از اسباب چادر وغيره همراه داشتم ، سيزده ليره داده شد وقونسول بادكوبه الى سه ساعت از شب گذشته ، كهكشتى مىخواست حركتكند در كشتى بود . زمان حركت ، وداع نموده رفت . به آدم قونسول كه تذكرهء ما را برده به گماشتگان روسيه ثبت كنند ، يك اشرفى دوتومانى و به سيد نقيب بادكوبه كه به كشتى آمده ، يك اشرفى داده و . . . . « 1 » ديگركه آمده بودند داده شد . به پيشخدمتهاى ميهمانخانهء بادكوبه يك تومان انعام داده شد . به نايب الحكومهء انزلى هم تلگراف نمودم كه پركاس يا كشتى دولتى ايران را در انزلى ، كه
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .