اوّل نيز حقوق قرنطينه هر يك را گرفته معاودت كردند تا اينجا به اين نحو گذشت . تا بعد چه پيش آيد ! و جرأت نشستن در قايق ننموده ، سه ليره داده ، پركاس حاضر نمودند و در آن نشسته با جناب حاجى ناظم خلوت و حاجى افخم السلطنه و همراهان به سلامت وارد اسكله وپياده شديم .
در آنجا جناب صفاء الملك مستشار سفارت و حاجى ميرزا موسى خان منشى باشى و ساير اجزاء سفارت از قوبس و غيره و كالسكه حاضر نموده بودند ، به سفارت تقدير الهى چه باشد .
[ در استانبول ]
مجملًا اين است : هيجده شبانه روز روى آب بوديم تا به اسلامبول رسيديم . چون اين كشتى به قدر نيم فرسنگ از اسكله دور ايستاد و دريا هم متلاطم رفتيم و حاجيه حرمهء السلطنه و كلفت و نوكر ما را كه كالسكه و گارى براى حمله اثقال كرايه نموده بودم ، به خانههاى آقا سيد حسين و آقا سيد حسن كه از اهل تبريز و در اسلامبول سكونت دارند و به ده ليره مشهدى ميررحيم تاجر ، مشهور به گلابى كه در خان والده تجارت مىنمايد و با بنده طرف داد و ستد بود ، كرايه كرده بود فرستادم .
در سفارت ، بعد از صرف چاى مراجعت به خانهايكه كرايه نموده بودند كرده ، عصر آن روز مستشار و اجزاى سفارت ، كه مِن جمله پسر حاجى موسى خان مؤتمن نظام بود آمده ، ديدن كردند . تجار ديگر از اهل آذربايجان ساكن اسلامبول آمده ديدن نمودند . روز