عموم حجاج حاصل بود و احدى خود را صاحب جان و مال از حجاج نمىدانست و حالا كه به جده رسيدهايم ، با اينكه بهكشتى مى بايد نشست و بيم غرق هم در مقابل است ، مثل اين مىماند كه از زندان مستخلص شدهايم ! با آنكه خودم با هفت نفرى كه همراه بود ، دو هزار و پانصد تومان از ينبوع الى جده پول دادهام و حالا براى نشستن محتاج به قرض شده ، براى آنكه سه طاقه شال كشميرى و شيروانى و ده طاقه شال كرمانى و دو فرد قاليچهء اعلا به عنوان تعارف و خلعت در ينبوع الى جدّه دادهام . معهذا به اندازهاى سختى كشيده شده ، جهت قطّاع الطريق كه ما فوقى بر آن متصور نيست .
بعد از ورود به جده ، تلگرافى از جناب مستطاب اجلّ اكرم افخم مشير الدوله براى ابتياع نمودن دو نفر خواجه كوچك حسب الأمر رسيده است . به دعاى ذات مقدس همايون ملوكانه - ارواحناه فداه - كه مايهء زندگانى و رفاهيت حال عموم چاكران و خاصه اهالى ايران مىباشد ، اشتغال ورزيد . و پس از آن ، به استحضار جناب مجدالدوله و ناظم خلوت به تفحّص برآمدم . معلوم شد به واسطهء قدغن انگليس ، سياه از كنيز و خواجه نياوردهاند . و از كشتىها رد نمىدادند بلكه ان شاء الله در اسلامبول به توسط و استحضار جناب ارفع الدوله ، سفير اسلامبول اين خدمت انجام پذيرد .
[ در قرنطينه طور سينا ]
در جده ، كشتى يكسره الى اسلامبول كرايه شده ، به هشتاد و هشت ليره ، بعد از آمدن به كشتى ، شش ليره هم اجزاء كشتى ، براى