محاذى لنكران ، دريا بناى تلاطم گذاشت و خود بنده حالم به هم خورد ، لكن استفراغ ننمودم اما جميع اعضايم غرق عرق شده بيحال افتاده بودم . همراهانم تماماً افتاده و متصل قى ميكردند .
مختصراً دو شب در دريا بوديم . صبح روز سيم رمضان شد ، مردهء بيجان به بادكوبه قبل از ظهر رسيديم . يك شب و دو روز در مهمانخانهء آنجا با كمال تنفّر اقامت شد . بعد از ظهر [ 4 ] روز سه شنبه ، 4 رمضان به ماشينخانهء بادكوبه رفته ، در صورتى كه جناب اجلّ مشير الملك وزير مختار بطرزبوغ [ پطرزبورگ ] براى راه انداختن با قونسولهاى بادكوبه و تفليس حاضر شده بودند .
بليت از بادكوبه الى باطوم گرفته با حضرات وداع كرده به درجه . . . « 1 » راه آهن ، خود و حرمهء السلطنه و افخم السلطنه و يك خدمتكار زنانه نشسته و ما بقى نوكر و آدم دو نفر در نمره دوم نشسته و حاجى بشير خان و دو نفرى كه در نمره 3 كه حاجى تقى و حاجى ابراهيم آشپز باشند ، نشسته از دو ساعت به غروب مانده سه شنبه 4 رمضان الى چهار ساعت از شب پنجشنبه 6 گذشته وارد باطوم شديم كه در سى ساعت از بادكوبه به باطوم طى اين مسافت گرديد . بعد از ورود به باطوم قونسول آنجا حاضر شده چون عيال همراه بود ، ديگر در ميهمانخانه اقامت نكرده ، به منزل مشهدى على اكبر ترك رفته ، اقامت نموديم .
جناب مجد الدوله در همان ميهمانخانه ماندند . عصر پنجشنبه به ديدن بنده تشريف آوردند . صبح پنج شنبه قونسول باطوم آمده ،
هامش
( 1 ) . دو كلمه ناخوانا شايد : [ نمرهء اول ]